تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى ناب ( سيره و فضائل حضرت زهرا ( س ) ) ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
هامش
مِيكَائِيلُ وَ مَعَهُ طَبَقٌ مُغَطًّى بِمِنْدِيلِ سُنْدُسٍ أَوْ قَالَ إِسْتَبْرَقٍ فَوَضَعَهُ بَينَ يدَى النَّبِى ( ص ) وَ أَقْبَلَ جَبْرَئِيلُ ( ع ) وَ قَالَ يا مُحَمَّدُ يأْمُرُكَ رَبُّكَ أَنْ تَجْعَلَ اللَّيلَةَ إِفْطَارَكَ عَلَى هَذَا الطَّعَامِ . . . وَ كَشَفَ الطَّبَقَ فَإِذَا عِذْقٌ مِنْ رُطَبٍ وَ عُنْقُودٌ مِنْ عِنَبٍ فَأَكَلَ النَّبِى ( ص ) مِنْهُ شِبَعاً وَ شَرِبَ مِنَ الْمَاءِ رِياً وَ مَدَّ يدَهُ لِلْغَسْلِ فَأَفَاضَ الْمَاءَ عَلَيهِ جَبْرَئِيلُ وَ غَسَلَ يدَهُ مِيكَائِيلُ وَ تَمَنْدَلَهُ إِسْرَافِيلُ وَ ارْتَفَعَ فَاضِلُ الطَّعَامِ مَعَ الْإِنَاءِ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ قَامَ النَّبِى ( ص ) لِيصَلِّى فَأَقْبَلَ عَلَيهِ جَبْرَئِيلُ وَ قَالَ الصَّلَاةُ مُحَرَّمَةٌ عَلَيكَ فِى وَقْتِكَ حَتَّى تَأْتِى إِلَى مَنْزِلِ خَدِيجَةَ فَتُوَاقِعَهَا فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ آلَى عَلَى نَفْسِهِ أَنْ يخْلُقَ مِنْ صُلْبِكَ فِى هَذِهِ اللَّيلَةِ ذُرِّيةً طَيبَةً فَوَثَبَ رَسُولُ اللَّهِ ( ص ) إِلَى مَنْزِلِ خَدِيجَةَ . . . - جبرئيل در صورت عظماى خود فرود آمد و بال‌هاى خود را در طرفين مشرق و مغرب خود پهن نمود و گفت : اى محمّد ( ص ) ! خداوند بلند مرتبه تو را سلام مىرساند و امر مىكند كه چهل روز از خديجه دورى نمايى . و اين كار براى پيامبر بسيار دشوار بود زيرا خديجه را بسيار دوست مىداشت و به وى دلبستگى فراوان داشت . پيامبر اكرم ( ص ) برخاست و چهل روز را روزه گرفته ، چهل شب را به بيدارى و عبادت خداوند متعال گذرانيد ، . . . پس از اتمام چهل روز ، جبرئيل بر پيامبر فرود آمد و فرمود : اى محمّد ( ص ) ! خداوند بر تو درود مىفرستد و تو را امر مىكند تا از تحفه و هديه او بهره‌مند گردى . پيامبر فرمود : تحفهء پروردگارعالميان چيست ؟ و مژدهء او كدام است ؟ جبرئيل گفت : نمىدانم . در اين حال ميكائيل فرود آمد و همراه او طبقى بود كه با پارچه‌اى پشمى پوشيده شده بود ، و آن را در مقابل پيامبر گذارد ، و جبرئيل نزديك آمده و گفت : اى محمّد ! خداوند فرمان مىدهد كه امروز را با اين طعام افطار كنى . . . . سپس پارچه را از روى طبق برداشت و در زير آن خوشه‌اى از خرما و خوشه‌اى از انگور بود ، رسول اكرم ( ص ) از آنها خوردند و آب كاملى نيز نوشيدند و جبرئيل بر دستان ايشان آب ريخته ، و ميكائيل دستانش را با آن آب شست و اسرافيل آنها را خشك نمود ، و باقى طعام و ظرف آب را به آسمان بازگردانيدند ، پس از آن پيامبر ( ص ) برخاست تا نماز بگزارد كه جبرئيل جلو آمد و گفت : نماز در اين وقت براى تو ممنوع است ، تا آنكه به منزل خديجه به روى و او را ديدار كنى و با وى همبستر شوى ، كه خداوند اراده كرده از صلب تو در اين شب ذرّيه‌اى طيبه متولّد نمايد . رسول خدا ( ص ) به سوى منزل خديجه به راه افتاد . . . . »