زيرا مىگويد سود اضافه بر مزد كارگر به كارفرما تعلّق دارد ، و فرقى نمىكند كه حق كارگر داده شد يا نه ، سرمايهداران جزء از هستى ساقط شدند يا نه ، سود اضافه بر مزد از اجحافها ، تقلّبها ، استثمارها و . . . بوجود آمده يا از راههاى مشروع ، دريافت ارزش اضافى توسط كارفرما موجب تراكم ثروت و شكاف طبقاتى شده يا خير .
در مكتب سرمايهدارى سود اضافه بر مزد پس از پرداخت ماليات اختصاص به كارفرما و سرمايهدار دارد هرچند در آن جامعه هر روز صدها نفر از فقر بستوه آيند يا از گرسنگى نابود شوند .
بقانون ارزش اضافى را اسلام چنين تفسير مىكند :
سود اضافه بر مزد با شرائط ذيل به كارفرما تعلّق دارد :
1 - حق كارگر را داده باشد .
پيامبر اسلام ( ص ) بهنگام رحلت از دنيا به امير مؤمنان على ( ع ) فرمان داد به مسجد برود و مردم را جمع كند و بر پلّهى اوّل منبر بايستد و بگويد : « من ظلم اجيره فعليه لعنة اللّه . . . » « 1 » ( لعنت خدا بر كسى كه به اجير و كارگر خود ظلم كند . . . )
2 - از سود بردن او به كسى زيانى نرسيده باشد .
در اين رابطه از وظايف دولت اسلامى است كه جلوى زيان ديگران را بگيرد ، اصولا در فقه اسلام قاعدهيى بنام « قاعدهى لا ضرر » وجود دارد ، و استناد آن به داستان مشهورى است كه در زمان پيامبر رخ دارد ، و آنچنين بود كه مردى بنام « سمره » در باغ مسلمان ديگرى درختى داشت و بدون اجازهى صاحب باغ براى سركشى درخت خود مىرفت و اين موجب ناراحتى زن و خانوادهى صاحب باغ بود ؛ به پيامبر ( ص ) شكايت بردند و پيامبر ( ص ) سمره را احضار كرد و فرمود وقتى وارد باغ مىشوى اجازه بگير زيرا خانوادهى صاحب باغ در همان باغ منزل دارند .
سمره نذيرفت .
هامش
( 1 ) - منتهى الآمال ج 1 حالات امير المؤمنين عليه السلام