جامعه ؛ در مورد استثمار فرد بايد بگوييم رباخوار بدون آنكه در زيان بدهكار شركتى داشته باشد ، سود خود را مىگيرد ، چه بدهكار بهرهيى برده باشد و چه زيان كرده باشد رباخوار سود مىخواهد ، به همين جهت بسيار اتفاق افتاده كه رباخوار ربادهنده را به خاك مذلّت نشانده است ، و هماكنون نيز آشكارا مىبينيم جامعهى ما بواسطهى دادوستدهاى ربوى به چه وضعى گرفتار است .
امير مؤمنان على عليه السلام در مورد خرجهاى بىجهت و اضافىبرجكه موجبى براى ربا دادن است مىفرمايد :
خرجهاى اضافى باعث ضعف اعصاب و ناراحتيهاى روحى و موجب بردگى است و سبب مىشود كه حاصل كار را ديگرى ببرد و ذلّت و خوارى در برابر ديگران را ببار آورد .
( و قد دقّت و رقّت و استرقت * فضول العيش اعناق الرجال )
« 1 »
همين پيامدها دقيقا براى ربادهنده نيز هست ، و آيا ستمى بالاتر از اين مىتوان تصوّر نمود ؟ !
بسيار اتفاق افتاده كه رباى تصاعدى فقر فردى را بدنبال داشته است ؛ رباى تصاعدى كه كار فعلى بانكهاى استعمارى است يك ميليون تومان را در ظرف چند سال به ميليونها تومان مىرساند ، حتّى گفته شده كه يك تومان با سود 20 % در ظرف ده سال بيش از 40 تومان مىشود ! آيا ظلمى بالاتر از اين هست ؟
شايد به همين جهت باشد كه قرآن كريم ظلم را حكمت حرمت ربا معرفى كرده است : « فلكم رئوس اموالكم لا تظلمون و لا تظلمون » و در مورد استثمار جامعه نيز كافى است كه نمونهيى را به نقل روزنامهى اطلاعات از كتاب « اسلام و رباخوارى » ذكر كنيم :
هامش
( 1 ) - ديوان منسوب به امير المؤمنين عليه السلام