مىشود ) .
« يوم تجد كل نفس ما عملت منخير محضرا و ما عملت من سؤ تودلوان بينها و بينه امدا بعيدا و يحذر كم الله نفسه و الله رئوف بالعباده »
« 1 » ( روزى كه هر كس آنچه از نيكىها انجام داده است نزد خود حاضر مىيابد ، و آنچه بدى كرده ، دوست دارد كه ميان او با آنها فاصلهاى بسيار باشد ، خداوند شما را از خود بيم مىدهد و ازنافرمائى خود بر حذر مىدارد ، و خداوند بربندگان مهربان است ) .
بنابراين اسلام ، خداوند بر بندگان رئوف و مهربان مىداند و كيفر و پاداش را نتيجهى اعمال خود آنها مىشمارد .
اسلام با بيدار كردن فطرت انسانها وجود خداى مدير و يكتا و آفريدگار داناى مهربان را برايشان ثابت مىكند :
« فاذا ركبو افيالفلك دعوالله مخلصين له الدين فلما نجاهم الي البراذا هم يشركون »
« 2 » ( وقتى در كشتى نشستند خدا را با اخلاص مىخوانند و چون نجات مىيابند و به خشكى مىآيند او را فراموش كرده بهر كارى دست مىيازند ) .
يعنى انسان در بنبستها درمىيابد كه خداى يكتاى دانا و توانا و مهربانى هست ، و به او رو مىكند و به دامن عطوفت او چنگ مىزند ، و همين توجه يعنى يافتن خداى قادر مهربان ، ولى در راحتى و آسايش توحيد ذاتى و صفاتى و افعالى و عبادى را فراموش كرده حتى ممكن است منكر اصل وجود خدا و يا منكر وجود خداى واحد شوند .
قرآن ، گاهى نيز با دلايل عقلى مانند برهان نظم ، به اثبات چنين مدبرى مىپردازد :
« سنريهم آياتنافي الافاق و فيانفسهم حتي يتبين لهم
هامش
( 1 ) - سورهى آلعمران آيهى 30
( 2 ) - سورهى عنكبوت آيهى 66