ديگرى از سوى خدا نخواهد آمد :
« ما كان محمد ابا احد من رجالكم و لكن رسولالله و خاتمالنبيين و كانالله بكل شيء عليما » ( محمد پدر هر يك از مردان شما نيست بلكه فرستادهى خدا و ختمكننده ( آخرين ) پيامبران است و خدا به همهچيز داناست ) « 1 » كلمهى « خاتم » - بهفتح تا - بمعنى چيزى است كه تاپان چيزهاى ديگر قرار گيرد و چيزهاى ديگر را تمام و پايان بخشد و به انگشترنيز بدان جهت خاتم مىگفتند كه در گذشته رسم بود كه با آن به علامت پايان ، زير نامهها نقش مىزند . بنابراين پيامبر اسلام كه خاتمالانبياء است يعنى نبوت و پيامبران الهى بوجود او پايان پذيرفته و پس از او پيامبرى نخواهد آمد و او آخرين آنان است و همهى انسانها موظفند تا قيامت بدين او عمل كنند .
« لايأتيه الباطل من بينيديه ولامن خلقه تنزيل من حكيم حميد »
« 2 » ( بر قرآن هرگز خط بطلان كشيده نخواهد شد ، از سوى حكيم - كه همهى اشياء را حكيمانه و دقيق آفريد - و حميد - ( دارندهى خصال و صفات پسنديده ) - نازل شده است »
اين جملهى « تنزيل منحكيم حميد » بيان كنندهى علت خاتميت است ، يعنى خداى متعال مىفرمايد قرآن تا قيامت باقى است و از بين رفتنى نيست چون بوسيلهى خداى حكيم نازل شده ، يعنى توسط كسى كه در كارها كمال حكمت و دقت و علم را به كار برده است ، و از سوى خداى حميد فرود آمده يعنى كسى كه در كارها همهى جوانب را در نظر گرفته و كارهاى او جامعالاطراف و تام و كامل ، و مطابق با خواست و سرشت همگان است .
بنابراين قرآن خود جامعالاطراف و مطابق با فطرت و خواست
هامش
( 1 ) - سورهى احزاب آيهى 40
( 2 ) - سورهى فصلت آيهى 43