نويسندهى بزرگ فرانسه كه قبلًا از مدافعان رژيم كمونيستى در شوروى بود ، در سال 1938 بدعوت دولت شوروى براى ديدار « بهشت كمونيسم » به شوروى رفت ، و چون بازگشت ، كتابى به نام « بازگشت از شوروى » عليه نظام حاكم روسيه نوشت ، و حقايق تلخى كه در شوروى ديده بود بر جهانيان آشكار ساخت ، اينك فرازى از كتاب ژيد را با هم مىخوانيم :
« علم و پيشرفتهاى مربوط به آن تابع خط مشى حزب كمونيست و بالأخره تابع عقايد مقامات عاليه است ، يكى از دانشمندان مشهور فقط به اين علت كه صاحب افكار علمى تازهاى بود كه گويا با مصالح حزب مطابقت نداشت از مقام استادى بر كنار شد ، اين دانشمند براى حفظ آبرو و جلوگيرى از بدبختىها ، تبعيدها ، زندانها . . . با يك نامهى سرگشاده كه در روزنامهها چاپ شد استغفار كرد .
مشاهدهى اين موضوع و هزاران امثال آن ، انسان را به ياد دوران تفتيش عقايد مىاندازد . . . جاسوسى به نفع پليس مخفى شوروى به جاى فعاليت و درستكارى بهترين راه ترقى است ، برادر به برادر و پدر به پسر ، و زن و شوهر نسبت بهم و همه نسبت بهم مظنون هستند ، اعتماد بين افراد جاى خود را به يك سوءظن عميق كه حتى به كودكان هم سرايت كرده داده است ، در نتيجه هر كس به فكر خود و مراتب خودش است » « 1 » بد نيست اين فراز را نيز از كتاب « انتخاب در شوروى » بخوانيم :
« اصولًا در شوروى هر چند خانهداراى يك مدير خانه است ، و اين شخص موظف است كليه افراد خانههايى را كه در اختيار دارد تحت كنترل و بازرسى دقيق خود قرار دهد و كليهى رفتوآمدها و غيبتهاى افراد را در دفتر مخصوص ثبت نمايد ، و اصولًا خود اهالى هر خانه موظفند هر اتفاقى كه برايشان افتاده به آن مدير گزارش دهند .
هامش
( 1 ) - « بازگشت از شوروى »