« دمه مباح في تلك الحال » ، و در روايت عمار آمده كه : « دمه مباح لمن سمع ذلك منه » ، ليكن عمار ضبط خوبى و حافظه درستى ندارد . و معناى عبارت حديث اول هم اين نيست كه هر كس مىتواند او را بكشد ، بايد دادگاه باشد و حاكم شرع .
2 - و اما قبول توبه : فتواى مشهور اين است كه اساساً توبه مرتد فطرى قبول نيست و صريح روايت ديگر محمّد بن مسلم نيز همين است . و به نظر اينجانب هم توجيه اين روايت ممكن نيست . روايات ديگر هم كه « لا يستتاب » دارد به نظر مىرسد مىخواهد بگويد كه چون توبهاش قبول نيست تقاضاى توبه نمىشود ، و گرنه اگر توبهاش قبول مىشد معنى ندارد كه بفرمايد : « عرضه توبه بر او نشود » و اساسا استتابه طريقى براى توبه است . و اما اين كه بگوييم معناى روايت محمّد بن مسلم كه مىفرمايد : « لا توبة له » ، يعنى نزد خدا توبه ندارد ، حرف ضعيف و سخيفى است زيرا نزد خدا هر توبهاى قبول است و همه اين معنى را قبول دارند . 3 - بحث از اين كه اساساً معناى ارتداد چيست مسألهى ديگرى است . كه آيا منظور عمداً و علماً است يعنى در عين علم به حقانيّت اسلام آن را انكار كند كه اخيراً عدهاى اينطور معنى مىكنند يا اين كه همان معناى معروف است ؛ يعنى صرف ردّ بر اسلام - چون در معناى اول شخص حقيقتاً مسلمان است - و آيا منظور صرف اظهار ردّ است يا تبليغ عليه اسلام . به نظر مىرسد ارتداد قلبى و عملى منظور است ، يعنى در صف كفار قرار مىگيرد قلباً و عملًا .
سؤال 873 : لطفاً بيان فرماييد كه الف : ضرورى دين دقيقاً چه چيزى است كه انكار آن موجب خروج از دين مىگردد ؟
( جواب ) : بسمه تعالى به نظر اينجانب ميزان كفر ، انكار يكى از دو شهادت « لا إله إلّا اللَّه ، محمّد رسول اللَّه » است . انكار ضرورى اگر به انكار شهادتين برگردد كفر است ولى اگر خيال كند كه مثلًا فلان چيز ( مثلًا نماز يا حجاب يا . . . ) را علماى دين در آوردهاند ، كافر نمىشود گرچه گناه بزرگى است ، زيرا به همهى علماى دين تهمت زده است . و اما معناى ضرورى آن چيزى است كه همه حتى غير مسلمانها هم مىدانند كه مسلمانان اين عقيده و يا اين حكم را دارند .
ب : همانگونه كه مىتوان گفت كسى از دين خارج شده ، آيا مىتوان كسى را هم از مذهب شيعه خارج دانست ؟
( جواب ) : بسمه تعالى ميزان خروج از تشيع اين است كه قبول نكند كه خداوند
استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى ) — صفحة 320
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٣٢٠