تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
سؤال 729 : شرط عدم طلاق يا حداقل محدود كردن آن به مواردى خاص و شرط اين كه مرد نتواند بىجهت زن را طلاق دهد ، آيا صحيح است يا خير ؟ ( جواب ) : بسمه تعالى مىتوانند شرط عدم طلاق در موارد معين كنند و مرد بايد طبق شرط عمل كند ليكن اگر بر خلاف شرط ، طلاق دهد به نظر اينجانب طلاق واقع مىشود گرچه معصيت كرده است . سؤال 730 : اگر زوجى آمادگى كامل براى ادامه‌ى زندگى با زوجه را داشته باشد و مايل به طلاق زوجه نيز نباشد آيا كسى ديگر مىتواند ادعاى عسر و حرج نموده و زوج را به طور اجبار مجبور به طلاق نمايد و بر آن مبنا طلاق صادر كند يا خير ؟ ( جواب ) : بسمه تعالى ديگرى نمىتواند به ادعاء عسر و حرج ، زوج را مجبور به طلاق كند و يا طلاق صادر كند . سؤال 731 : آيا وقتى زوج به تمامى تكاليف در امر ازدواج عمل مىنمايد و حتى به طور اقساط نيز در حال پرداخت مهريه‌ى زوجه نيز مىباشد ، قاضى مىتواند به ادعاى كراهت زوجه ، به ولايت و قائم مقامى از زوج فديه را از زوجه قبول نموده و با طلاق خلعى موافقت و حكم طلاق را صادر نمايد ؟ ( جواب ) : بسمه تعالى قاضى حق ندارد با وجود زوج ، قائم مقام او در قبول مهر يا مقدارى از آن شود . با وجود انفاق زوج و حتى مهريه به اقساط . سؤال 732 : وقتى قاضى بدون تحقيق در اطراف موضوع احراز عسر و حرج مىنمايد آيا به ولايت و قائم مقامى زوج به عنوان عسر و حرج با طلاق موافقت نمايد ؟ يا به ولايت و قائم مقامى زوج با بذل از مهريه از سوى زوجه با طلاق خلعى موافقت نمايد ؟ بديهى است طلاق عسر و حرجى طلاقى رجعى بوده و طلاق خلعى طلاق بائن مىباشد . ( جواب ) : بسمه تعالى به هيچ وجه حق اين كار را ندارد . سؤال 733 : خانمى يا دخترى كراهتاً به عقد مردى درآمده ، به اجبار پدر بعد از مدتى به علت اختلاف بدون طلاق از شوهر جدا بوده و به علت جهل به مسأله به اصرار مردى ديگر به عقد وى درمىآيد و نزديكى هم مىنمايد و چون به مرد دوم علاقه‌مند بوده از