تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
نمودم ( كه البته به‌هيچ وجه توان پرداخت بالفعل و نقدى آن را هم نداشتم و فقط احتمال مىدادم در آينده نه چندان نزديك شايد قادر به پرداخت آن باشم ) كه آن هم هيچ‌گاه مورد پذيرش قرار نگرفت و اين مسأله بارها تكرار شده . وقتى خداوند تبارك و تعالى با آن همه عظمت در حد توان هر كسى بر او تكليف بار مىكند ، چرا بايد بندگان خدا آن چنان تكليفى بر دوش من بگذارند كه خارج از توان حتى پنج جوان مثل من باشد . ( جواب ) : بسمه تعالى به‌هر حال شما كه عاجز از ازدواج هستيد ، شرعاً مشكلى نداريد . از طريق روزه و ورزش و پرورش اخلاقى بر خود مسلط شويد تا خدا گشايش دهد . سؤال 552 : قانون مدنى كشور عزيزمان ايران ، مشعر بر اين امر است كه اگر زوجه قبل از أخذ مهر به اختيار به ايفاى وظايفى كه در مقابل شوهر دارد قيام نمايد نمىتواند از حق حبس استفاده نمايد . حال سؤال اين است : با در نظر گرفتن اين كه حتى در بيع در اختيار قرار دادن مبيع ، هر چند مشترى آن را عملًا تصرف نكرده باشد مسقط حق حبس فروشنده عنوان شده و قبض مبيع توسط مشترى شرط اسقاط حق حبس ذكر نشده ، آيا تسليم اختيارى زوجه مفيد مفهوم اسقاط حق از طرف زوجه خواهد بود يا خير ؟ ( جواب ) : بسمه تعالى صرف ايفاء وظائف غير از عروسى مسقط حق حبس نيست ؛ اگرچه برخى از علما ، چون شهيد دوم گفته‌اند ( البته اين در صورتى است كه شرطى ذكر نشده باشد . ) سؤال 553 : من جوانى هستم كه علاقه‌ى شديدى به دخترى دارم و با هم قرار ازدواج گذاشتيم ؛ اما با شرايطى كه دارم تا 2 سال ديگر امكان ازدواج برايم ميسر نيست . من با اين دختر باكره هم‌بستر شدم و بدون اجازه پدرش صيغه كردم و خودمان صيغه را خوانديم . وقتى كه صيغه كرديم و هم‌بستر شدم ، پاكى اين دختر برايم ثابت شده و تصميم جدى به ازدواج با اين دختر پيدا كردم . . . البته اين را بگويم كه دختر باكره بودن خودش را از دست نداده و دخولى صورت نگرفته و شرط عقد موقت ما اين بود كه دخول را حرام كرديم . . . من حديث‌هاى مولايم را كه تاكيد بر صيغه بود را خواندم وسنت مولايم اميرالمؤمنين عليه السلام را احيا كردم و با اين كه اگر صيغه نمىكردم رابطه