ارشاد به حكم عقل است ؟ مستحضريد كه شيعه نيز مثل معتزله معتقد است كه عدالت ، مقياس دين است و اشاعره دين را مقياس عدالت مىدانند . حال سؤال اين است كه اگر شيعه عدالت را مقياس دين مىداند چرا در استنتاجات فقهى به احكامى مىرسد كه هر عرفى آن را مصاديق بين ظلم مىداند . بعضى از احكام نكاح چنين است : سؤال : الف ) اجماعى است كه طلاق به دست مرد است و مرد ميتواند هر گاه كه اراده كند زنش را طلاق دهد گرچه هيچ عذر موجهى نداشته باشد . طلاق غيابى و بدون هيچ عذر موجه در هر عرفى ظلم است ؛ چه پاسخى داريد ؟ سؤال : ب ) در بحث عيوب زوجين ، مىگويند اگر مرد بعد از عقد بفهمد زنش كور يا شل است يا خوره و يا برص دارد مىتواند عقد را فسخ كند ول ياگر زن بعد از عقد بفهمد كه شوهرش يكى از اين عيوب را دارد حق فخس ندارد . سؤال : ج ) هر وقت مرد تمايل داشته باشد زن بايد خود را در اختيار او قرار دهد حتى اگر وسط نماز باشد ، در وقت موسّع نماز ، ولى زن فقط سالى 3 بار حق آميزش دارد ، آن همچنان كوتاه و مختصر ، كه مجال بيان آن نيست . سوال : د ) اگر مرد در شب عروسى همسرش را ترك كند و مسافرت برود و بعد از 10 سال برگردد در صورتى كه نفقه داده باشد زن حق اعتراض ندارد !
از اين دست احكام در سراسر فقه كم نيست ، از طهارت تا ديات با احكامى مواجه مىشويم كه هر عقل سليمى از پذيرش آن استنكاف ميورزد . البته هر كس كه به اديان و انبياء اعتقاد دارد پيشاپيش مىداند كه عقل به همه اسرار عالم پس نمىبرد ، ما نيز در پى فهميدن فلسفه تعداد ركعات نماز و فلسفه سهام ارث و نصاب زكات و امثال آن نيستيم ، ولى فرق است بين احكام عقلپذير و احكام عقلستيز . دسته اول ، احكامى است كه عقل به راز آن پى نمىبرد ولى با طوع
استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى ) — صفحة 142
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٤٢