مانند اصحاب و ياران حضرت سيدالشهدا عليه السلام كه هم به زندگيشان رسيدند ، و هم در پايان آن گونه سعادتمند شدند . « 1 » ياران امام حسين عليه السلام در شب عاشورا گرفتار كسانى بودند كه گرگها و پلنگها بر آنها شرافت داشتند . لشكريان عمر سعد آماده بودند براى اين كه دستورى از يزيد بن معاويه يا ابن مرجانه بشنوند ، و بر اهل بيت پيامبر حمله كنند ، اصحاب امام عليه السلام نيز يقين داشتند كه همگى كشته خواهند شد . آنان هم زن داشتند و هم فرزند ، ليكن وقتى كه اسم خدا به ميان مىآيد ، انسان واقعى آن است كه درست ترجيح بدهد .
امام حسين عليه السلام براى آنها خطبه خواند و فرمود : « الْحَمْدُ للَّهِ الَّذي فَقَّهَنا فِي الدّينِ ؛ « 2 » شكر مىكنم خدا را كه به ما دين را آموخت . » سپس مىفرمايد : « اين قوم غير از من اصلًا مقصدى ندارند و اگر شما برويد من نمىرنجم . » در اين حال است كه خدا مىخواهد انسان درست كند و به ملائكه بگويد : براى اين بود كه گفتم سجده كنيد .
يكى از ياران امام عليه السلام به نام سعيد بن عبدالله ، بلند مىشود و مىگويد : « يابن رسول اللَّه ! به خدا سوگند ! اگر در ركاب تو مرا بكشند و بار ديگر زندهام كنند ، بعد از زنده كردن مرا آتش بزنند و خاكسترم را به باد دهند ، و هفتاد مرتبه اين كار را تكرار كنند ، من از تو دست برنمىدارم . » « 3 » آرى ، آنان نمونههاى انسان كامل بودند .
اشكال
اين اشكال در كتاب غزالى به نام المقصد الأسنى في تفسير الأسماء
هامش
( 1 ) . براى مطالعهء حالاتشان بايد به كتابهاى صحيح كه علماى بزرگ نوشتهاند مراجعه شود ، مانند كتاب شيخ محمد سماوى از مجتهدان عرب در نجف اشرف به نام إبصارالعين في أنصار الحسين . .
( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 321 ؛ مقرّم ، مقتل الحسين ، ص 105 . .
( 3 ) . همان ، ص 322 ؛ همان . .