داشته و در پى آن هستند . صراط مستقيم به قدرى فطرى است كه خداى متعال در قرآن كريم فرموده است : حضرت ابراهيم عليه السلام به پدرش « 1 » مىگويد :
« فَاتَّبِعْنىِ اهْدِكَ صِراطاً سَوِيّاً » ؛ « 2 »
تو مرا پيرو باش ، تا من تو را هدايت كنم به صراط سوىّ ، ( به صراط مستقيم . )
از اين جا معلوم مىشود حتى مشرك و بت پرست نيز در صدد يافتن صراط مستقيم است . دربارهء كبراى اين مسئله ، ( آن كلّى ) هيچ كس اشكال ندارد ، امّا آن كه خطر دارد ، عبارت از صغرى است ، كه همان مصاديق صراط مستقيم مىباشد .
آيهء ديگر در تبيين صراط مستقيم مىفرمايد :
« وَلا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدواً بِغَيْرِ عِلْمٍ » ؛ « 3 »
مبادا آنان را كه غير خدا را مىخوانند و مىپرستند ، فحش و ناسزا بگوييد زيرا آنها نيز برمى گردند و خدا را - از روى جهالت - ناسزا مىگويند .
يكى از عجايب قرآن اين است كه در ادامه آيه مىفرمايد :
« كَذ لِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ امَّةٍ عَمَلَهُمْ » ؛
براى هر امّتى ، مقدّساتشان را جالب و زيبا قرار داديم .
هركس كه نحله و آيينى را تعقيب مىكند ، براى اين است كه آن را صراط مستقيم مىداند و لذا لازم است صراط مستقيم توضيح داده شود . خدا به ما آموخت و ترغيب كرد كه در نماز دعا كنيم و بگوييم : خدايا ! ما را به صراط مستقيم هدايت كن .
حال آن صراط مستقيم كدام است كه ما به آن هدايت شويم ، و مانند
هامش
( 1 ) . به حَسَب معروف پدرش بوده ، امّا در واقع - طبق روايات ما - عمويش بوده است . .
( 2 ) . مريم ( 19 ) آيهء 43 . .
( 3 ) . انعام ( 6 ) آيهء 108 . .