تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چشمه سار كوثر ( سخنان دختران پيامبر ( ص ) ) ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
بشير بن خزيم اسدى گويد : آن روز زينب دختر على عليه السلام را ديدم ، بانويى بسيار باحيا و شرم سخنگوتر از او هرگز نديده‌ام ، گويا از زبان على عليه السلام سخن مىگفت ، آرى تا مردم را به اشاره دست به سكوت فرا خواند نفسها در سينه‌ها حبس شد و دراى شتران از حركت باز ايستاد سپس چنين آغاز سخن كرد : سپاس خداى را و درود بر نيايم رسول خدا . پس اى اهل كوفه ، اى نيرنگ بازان و پيمان شكنان ! اشك مىريزيد ؟ ! خدا كند يك لحظه ديده‌هايتان از سيلاب اشك تهى نگردد ، و شيون و زاريتان پايان نگيرد .