136 - مردى كه داراى فرزند كوچكى بود از دنيا رفت .
آن مرد اموالش را به نزد فردى كه او را بعنوان وصى خود معرفى نمود قرار داد .
آن فرزند پس از آنكه بزرگ شد و به حد بلوغ رسيد به نزد وصى پدر خود رفته و به او گفت : اموالى را كه از پدرم در نزد تو مىباشد به من برگردان تا من بتوانم بوسيلهء اين اموال ازدواج نمايم و تشكيل خانواده دهم .
آن مرد از استرداد اموال مربوطه امتناع ورزيد .
آن فرزند بخاطر نداشتن امكانات براى ازدواج به گناه و فساد كشيده شد .
مردى در بارهء اين موضوع از امام صادق عليه السلام پرسش نمود .
امام صادق عليه السلام در جواب فرمود : آن شخصى كه از استرداد اموال به اين فرزند امتناع ورزيده است در دو سوم گناه اين فرزند شريك و سهيم مىباشد .
زيرا اگر او آن اموال را به اين فرزند مىداد او ازدواج مىنمود و مرتكب گناه و معصيت نمىشد « 1 » .
هامش
( 1 ) - عن محمّد بن عيسى ( 1 ) عمّن رواه عن أبي عبداللَّه عليه السلام ( قال ) ( 2 ) في رجل مات - و اوصى إلى رجل - و له ابن صغير .
فأدرك الغلام و ذهب إلى الوصي فقال : ردّ عليّ مالي لأتزوّج .
فأبى عليه .
فذهب حتّى زنى ؟
قال عليه السلام : يلزم ثلثي إثم زنا هذا الرجل - ذلك الوصيّ ( 3 ) - لأنّه منعه المال - و لم يعطيه - فكان يتزوّج ( الكافي ج 7 ص 69 و من لا يحضره الفقيه ج 4 ص 165 باب : الوصيّ يمنع الوارث ماله بعد البلوغ فيزنى لعجزه عن التزويج .
( 1 ) في الفقيه : قيس .
( 2 ) ما بين القوسين لم يذكر في الكافي .
( 3 ) في الفقيه هكذا : ذلك الوصيّ الّذي منعه المال .