749 - حسين بن أبى العلاء مىگويد : در نزد امام صادق عليه السلام نشسته بوديم كه مردى از دوستان آن حضرت عليه السلام به نزد ايشان آمده و از بد خُلقى همسرش شكايت نمود .
امام صادق عليه السلام به او فرمود : آن زن را به نزد من بياور .
سپس او آن زن را به نزد حضرت عليه السلام آورد .
آنگاه امام صادق عليه السلام به آن زن فرمود : چرا شوهرت از تو شكايت دارد ؟
آن زن گفت : خدا لعنت كند شوهرم را .
حضرت امام صادق عليه السلام به آن زن فرمود : اگر - همچنان - بر اين خُلق و خو باقى بمانى بيش از سه روز زنده نخواهى ماند .
آن زن در جواب گفت : به خدا قسم ديدن شوهرم براى من ارزشى ندارد .
امام صادق عليه السلام به شوهر اين زن فرمود : دست زنت را بگير و او را با خود ببر .
اين زن بيش از سه روز ديگر در نزد تو باقى نخواهد ماند .
راوى مىگويد : پس از گذشت سه روز آن مرد دوباره بر حضرت عليه السلام وارد شد .
آن حضرت عليه السلام به او فرمود : بر سر همسرت چه آمد ؟
آن مرد جواب داد : به خدا قسم - الآن - او را دفن نمودم .
راوى از حضرت امام صادق عليه السلام در بارهء آن زن سؤال كرد ؟
آن حضرت عليه السلام فرمود : چون آن زن نسبت به همسرش سركش و طغيانگر بود . به همين خاطر خداوند عمر او را كوتاه نمود « 1 » .
750 - خداوند به پيامبرى وحى فرمود : به فلان مردى كه كهنسال بود خبر بده كه سه دعاى او مستجاب خواهد شد .
سپس آن پيامبر بنزد آن شخص رفته و اين امر را به او ابلاغ نمود .
آنگاه آن مرد بنزد همسر پير خود رفته و او را از اين امر مطّلع ساخت .
هامش
( 1 ) - ( دلائل الإمامة ص 275 ) . ( راجع : المناقب ج 4 ص 244 و الخرائج ص 610 - 611 ) .