سپس امام صادق عليه السلام به من فرمود : مادر خود را درياب و به او نيكى نما .
و اگر او از دنيا رفت . خودت شخصاً به تجهيز و تكفين او اقدام كن .
و انجام آن كارها را بر عهدهء شخص ديگرى واگذار منما .
زكريّا بن ابراهيم مىگويد : پس از انجام مراسم حج به شهر كوفه بازگشتم .
و پس از بازگشت از سفر حج . با مادرم . مهربانى نموده و به او نيكى بسيارى مىكردم .
با دست خود در دهان او غذا قرار مىدادم .
و از او پرستارى مىنمودم .
و نظافت او را بر عهده مىگرفتم .
و لباسهاى او را مىشستم .
و به او خدمت مىنمودم .
پس از گذشت مدتى مادرم با تعجّب به من گفت : - اى فرزند - اين كارهاى نيكى را كه در مورد من انجام مىدهى قبلًا انجام نمىدادى !
از وقتى كه از مسافرت برگشتهاى رفتار تو با من نيكو گشته است !
آيا به دين اسلام گرويدهاى ؟
زكريّا مىگويد : در جواب به مادرم گفتم : شخصى كه فرزند پيغمبر است مرا به انجام اين كارهاى نيك دستور داده است .
مادرم گفت : اين شخص حتماً پيامبر است .
من در جواب گفتم : خير . او پيامبر نيست . بلكه او فرزند پيامبر است .
اما مادرم دوباره گفت : - اى فرزندم - او حتماً پيامبر است .
زيرا اين رفتارهاى نيك . سفارش انبياء است .
فرزندان رحمت شده و فرزندان نفرين شده ( فارسى ) — صفحة 40
مساهمون: السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري
ص٤٠