سپس جويرية بر مركب خود سوار شد و از شهر خارج گشت .
و آنگاه شيرى در مسير راه ظاهر شد و به طرفش آمد .
پس از آنكه شير به نزديكش رسيد جويرية به آن گفت : - اى شير - اميرالمؤمنين عليه السلام به تو سلام مىرساند و او از جانب تو به من امان داده است .
جويرية گفت : آنگاه آن شير سر خود را به زير افكند .
و با زبان خود چيزى را پنج بار تكرار كرد . سپس از آنجا دور شد .
و پس از آنكه به شهر مراجعت نمودم . به نزد امير المؤمنين عليه السلام رفتم و سلام كردم .
و ماجرا را براى حضرت بازگو نمودم .
حضرت به من فرمود : آيا دانستى كه آن شير چه مىگفت ؟
من گفتم : خداوند و رسول او و وصى رسول او به اين امر داناتر مىباشند .
آنگاه حضرت فرمود : هنگاميكه آن شير از تو دور مىشد با زبان خود پنج بار گفت :
سلام مرا به وصى پيامبر برسان .
حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى ) — صفحة 201
مساهمون: السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري
ص٢٠١