آنگاه صالح عليه السلام نماز خواند و دعا كرد و آن حاجت را از خداوند متعال طلب نمود .
سپس آن سنگ مانند زنى كه زايمان مىكند تكان خورد و از هم شكافت . و از درون آن شترى با اوصافى كه خواسته بودند بيرون آمد . سپس آن شتر نوزادى را به دنيا آورد .
پس از اين معجزه جندع و عدهء قليلى به حضرت صالح عليه السلام ايمان آوردند .
اما عدهء زياد ديگرى ايمان نياوردند .
آن شتر به همراه نوزادش در ميان قوم صالح زندگى كرد و در آن سرزمين مىچريد .
و يك روز در ميان از آب چشمهاى كه در آنجا بود مىنوشيد .
زيرا آب آن چشمه يك روز نوبت شتر و يك روز نوبت مردم بود .
و در روزى كه آب چشمه نوبت شتر بود . پس از آنكه شتر آب آن چشمه را مىخورد مردم شير آن شتر را به هر مقدارى كه مىخواستند مىدوشيدند و از آن مىنوشيدند .
و براى ذخيره كردن . ظرفهاى خود را از آن شير پر مىكردند .
در ميان قوم ثمود زنى بنام : عنيزه . و زن ديگرى بنام : صدفه . زندگى مىكردند .
حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى ) — صفحة 157
مساهمون: السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري
ص١٥٧