اين شتر به نزد من آمد و از صاحب خود شكايت دارد .
سپس حضرت آماده شد تا بهمراه شتر براى رسيدگى به دادخواهىاش بنزد صاحبش برود .
در اين هنگام صاحب شتر سر رسيد و به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد .
حضرت به او فرمود : چرا اين شتر از تو شكايت دارد ؟
او گفت : - يا رسول اللَّه - اين شتر چه مىگويد ؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : اين شتر مىگويد تا هنگاميكه جوان بود در كشتزارها از آن كار مىكشيديد و آن را به خدمت مىگرفتيد .
و اينك كه پير و ناتوان و از كارافتاده شده است شما مىخواهيد آن را بكشيد .
مرد گفت : سوگند به خدايى كه ترا به حق به پيامبرى مبعوث نمود و به رسالت برگزيد اين شتر به شما دروغ نگفته است و هرآنچه را كه براى شما بازگو نموده حقيقت دارد .
سپس حضرت به آن مرد فرمود : يكى از اين سه امر را در مورد اين شتر انتخاب كن .
يا اين شتر را به من ببخش .
و يا آن را به من به فروش .
و يا آن را در راه خداوند آزاد بگذار .
آن مرد به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : - يا رسول اللَّه - من اين شتر را به شما بخشيدم .
سپس حضرت به گروهى كه در آن مجلس بودند فرمود : من نيز اين شتر را در راه خداوند آزاد كردم .
و پس از آنكه شتر آزاد و رها شد در ميان علفزارها مىچريد .
و مردم نيز كارى به آن نداشتند .
حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى ) — صفحة 122
مساهمون: السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري
ص١٢٢