107 - جابر بن عبداللَّه انصارى رحمه الله گفت : روزى بهمراه پيامبر صلى الله عليه و آله در كنار باغى بودم كه ناگهان شترى لاغر اندام و نحيف خود را به نزديك حضرت رساند . و در مقابل ايشان سجده نمود . و سپس صورت خود را در ميان دستان حضرت قرار داد .
آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله به عمر فرمود : اين شتر براى من سجده كرد و به من پناه آورد .
برو . و اين شتر را از صاحبش خريدارى بنما و آن را آزاد كن .
و اجازه نده كه فردى مزاحمش شود و به آن دستدرازى كند .
جابر گفت : عمر به اين كار اقدام نمود و آن شتر را از صاحبش خريدارى كرد .
و رها ساخت .
سپس به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و به آن حضرت گفت : اينك كه اين شتر براى شما سجده نمود آيا ما سزاوارتر نيستيم كه در برابرتان سجده كنيم ؟
و شما در قبال هدايت ما چه اجر و مزدى طلب مىكنيد ؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : اگر قرار بود دستور دهم شخصى در مقابل شخص ديگرى سجده كند هر آينه دستور مىدادم كه زن در مقابل شوهر خود سجده كند .
( بخاطر زياد حقى كه شوهر بر گردن زن دارد ) « 1 » .
جابر گفت : به خدا سوگند هنوز از نزد پيامبر صلى الله عليه و آله خارج نشده بوديم كه اين آيه بر
هامش
( 1 ) - قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله لا ينبغي لأحد أن يسجد لأحد . و لو أمرت أحداً أن يسجد لأحد . لأمرت المرأة أن تسجد لزوجها . لعظم حقّه عليها ( المناقب ج 1 ص 134 ) .
قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : لو أمرت أحداً أن يسجد لأحد . لأمرت المرأة أن تسجد لزوجها ( الكافي ج 5 ص 507 ) . ( راجع : من لا يحضره الفقيه ج 3 ص 277 و مكارم الأخلاق ج 1 ص 464 و دعائم الإسلام ج 2 ص 216 و ص 266 و عوالي اللئالي ج 1 ص 270 و ج 2 ص 142 و الخرائج ص 39 وص 44 و ص 495 و تفسير فرات الكوفي - عليه الرحمة - ص 388 و المناقب ج 1 ص 135 ) .