شرح
شاهدش نيز ورود رواياتى است كه مىگفت : « إنّي زنيت فطهّرني » . بنابراين ، مقصود اين است كه نفس اقرار و آمادگى براى رجم خود مطهّر و كفّاره است .
بنا بر احتمال دوم ، غسل او ربطى به بحث ما پيدا نمىكند . ولى در مورد دفن ، مىتوان به آن استناد كرد ؛ ليكن فعل امام عليه السلام را حكايت مىكند و از آن استفادهى وجوب نمىشود .
صحيحة أبي مريم عن أبي جعفر عليه السلام ، قال : أتت امرأة أمير المؤمنين عليه السلام فقالت إنّي فجرت . . . فقالوا له : قد ماتت فكيف نصنع بها ؟ قال : فادفعوها إلى أوليائها ومروهم أن يصنعوا بها كما يصنعون بموتاهم . « 1 »
فقه الحديث : زنى نزد اميرمؤمنان عليه السلام آمده ، به زنا اقرار كرد ؛ در حالى كه آبستن بود .
امام عليه السلام پس از وضع حمل ، او را رجم كرد و پس از مراسم رجم فرمود : او را به بستگانش تحويل دهيد و به آنان فرمان دهيد هر كار با مردگان خود انجام مىدهند ، با بدن اين زن نيز انجام دهند .
دلالت اين روايت بر مطلب تمام است . اهل سنّت نيز چند روايت آوردهاند ؛ يكى دربارهى زن جهنى است كه مىگويد : « فأمر بها نبيّ اللَّه وعليها ثيابها ثمّ أمر بها ورجمت وصلّى عليها ، فقال له عمر : تصلّي عليها يا نبيّ اللَّه وقد زنت ؟ فقال : لقد تابت توبة لو قسمت بين سبعين من أهل المدينة لوسعتهم وهل وجدت توبة أفضل من أن جادت بنفسها » « 2 » ؛ پيامبر صلى الله عليه و آله پس از رجم بر آن زن نماز خواند . عمر اعتراض كرد ؛ آن حضرت فرمود : توبهاى كرد كه اگر بين هفتاد نفر از اهل مدينه تقسيم شود ، همه را فرا مىگيرد و نجات مىدهد . آيا توبهاى بالاتر از اين هست كه جان خودش را براى خدا از دست داد و حاضر شد براى تطهير خودش جان بدهد ؟
حضرت دربارهى زن غامدى نيز فرمود : « لقد تابت توبة لو تابها صاحب ميسر لغفر اللَّه له ثمّ أمر بها فصلّى عليها ودفنت » « 3 » ؛ توبهاى كرد كه اگر باجگيران - كه خيلى ظلم و
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 380 ، باب 16 از ابواب حدّ زنا ، ح 5 .
( 2 ) . سنن بيهقى ، ج 8 ، ص 225 .
( 3 ) . همان ، ص 221 .