تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
شرح
ديگرى واقع شده ، و يا براى او وطى به شبهه بوده باشد . در مباحث گذشته نيز گفتيم عملى كه از روى اكراه يا وطى به شبهه باشد ، زنا محسوب نمىشود . مطلبى كه در ثبوت قذف به عنوان ظهور عرفى گفته شد ، يك ظهور بدوى و ابتدايى است كه با تأمّل و دقّت همراه نيست ؛ امّا ظهور تحقيقى عرفى نداريم . البته نام زن را بردن ، اذيّت ، آزار و هتك حرمت اوست . اين مطالب ، همه صحيح است ، امّا ثبوت قذف و حدّ آن ، مطلب ديگرى است كه با اين اقرار اثبات نمىشود . در اين مقام ، روايت صحيح و معتبرى وجود دارد كه شايد به اين معنا دلالت داشته باشد : محمّد بن يعقوب ، عن محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد بن عيسى ، عن ابن محبوب ، عن العلاء بن رزين و أبي أيّوب ، عن محمّد بن مسلم ، عن أبي جعفر عليه السلام في رجل قال لإمرأته : يا زانية أنا زنيت بك . قال : عليه حدّ واحد ، لقذفه إيّاها وأمّا قوله : أنا زنيت بك ، فلا حدّ فيه ، إلّاأن يشهد على نفسه أربع شهادات بالزنا عند الإمام . « 1 » فقه الحديث : محمّد بن مسلم از امام باقر عليه السلام درباره‌ى مردى كه به زنى گفته است : - در روايت « لامرأته » است كه يا بايد « لامرأة » باشد و يا مسأله را قبل از ازدواج فرض كنيم - اى زناكار ! من با تو زنا كردم . امام عليه السلام فرمود : بايد براى قذف آن زن يك حدّ بخورد ، امّا بر آن‌چه گفت : با تو زنا كردم ، حدّى نيست . نكته‌ى قابل دقّت در روايت ، اين است كه : ثبوت حدّ براى گفتن « يا زانية » مىباشد ؛ امّا براى « أنا زنيت بك » حدّى نيست ؛ خواه به صورت خطاب باشد و يا به صورت غايب بگويد : « أنا زنيت بفلانة » . امام عليه السلام در ادامه روايت مىفرمايد : اگر چهار بار عليه خود نزد امام اقرار كرد ، در اين صورت ، حدّ زنا بر او جارى مىشود . نكته‌ى ديگرى كه از اين روايت استفاده مىكنيم ، مؤثّر بودن چهار مرتبه اقرار در زناى
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 446 ، باب 13 از ابواب حدّ قذف ، ح 1 .