اين پايان كار اشخاص سستى است كه به كارها به جد نگاه نمىكردهاند و حقيقت را درست درنيافته بودند ، و در ايمان به خدا و كمك كردن به خوراك مساكين از خود سستى نشان مىدادند .
قرآن به هر حقيقتى كه آن را مىبينيم و هر حقيقت استوار كه آن را نمىبينيم ، سوگند ياد مىكند كه قرآن حق است ، و آن گفتهء فرستادهء بزرگوار است .
در نتيجه از خيالات باطل و گمانهاى كاهنان نيست .
حقانيّت رسالت در سختگيرى خداوند جبّار با كسانى كه به مخالفت با آن برخاستند آشكار مىشود ، و نيز با كسانى كه با مخالفت با فرستادهاش برخاستند و سخنان دروغى به او نسبت دادند ، كه خدا آنان را سخت مىگيرد و رگ قلبشان را قطع مىكند .
چنان مىنمايد كه هر كس در شأن حق سستى كند يا به تكذيب آن بپردازد يا آن را نخواهد بفهمد يا چنان كه بايد و شايد به آن يقين نداشته باشد . . . بدان مىماند كه پروردگار خويش را كه تضمين كنندهء حق براى او است و آن را با قوت و قدرت شديد و / 262 واسع خود به جريان مىاندازد ، نشناخته است ، و بنا بر اين ما به آن نيازمنديم كه به تقديس و تنزيه پروردگارمان بپردازيم تا به معرفت او و معرفت حق به وسيلهء او دست يابيم ، و شايد به همين سبب است كه سوره چنين پايان پذيرفته است :
فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ
.
/ 263 سورة الحاقّة
[ سوره الحاقة ( 69 ) : آيات 1 تا 18 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
الْحَاقَّةُ ( 1 ) مَا الْحَاقَّةُ ( 2 ) وَ ما أَدْراكَ مَا الْحَاقَّةُ ( 3 ) كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عادٌ بِالْقارِعَةِ ( 4 )
فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ ( 5 ) وَ أَمَّا