من - چارچوب و زمينهء كلّى آن را محدود مىسازد : « در آغاز آن
الْحَاقَّةُ
، و در پايان
وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ
و در وسط آن
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ
هنگامى كه قلب در برابر پرتوهاى سوره گشوده مىشود ، حقيقت - هر حقيقت و تمام حقيقت - را بىحجاب مشاهده مىكند ، و چنين است همهء سورههاى قرآن كه همچون ميان انسان و حقيقت قرار دارد ، و انديشندگان در اين كتاب در آن از همهء موانع عبور مىكنند ، ولى هر سوره مانعى را از پيش پاى ما برمىدارد .
سورة الحاقة - همچون آيات ديگر پراكنده شدهء در كتاب پروردگار عظيم ما - حاجز و مانع سستى را از ميان برمىدارد ، و از آن روى چنين است كه آدمى بنا بر طبع خود ، در غفلت از حق زندگى خود را مىگذراند ، و در آن از خود سستى نشان مىدهد ، و در معامله كردن با آن از جدّى بودن غفلت مىورزد ، و كار آن را به سادگى و بلكه سفاهت در نظر مىگيرد . هرگز چنين نيست . . . آن حق است ، و حق سنگينى و قدرت و حقيقت و طاقتى دارد كه آن را استوار نگاه مىدارد ، و مخالفان آن را به گرفتارى سخت مىاندازد . آيا داستان عاد و ثمود و فرعون و قوم نوح / 261 و مؤتفكات را نشنيدهاى و نمىدانى كه در آن هنگام كه ايستار غافل از حق خود گرفتند و با آن به مبارزه پرداختند ، چگونه گرفتار بلاهاى كوبنده شدند و از پاى درآمدند ؟
آيا مىدانى كه حكمت اين عذاب گسترده چيست ؟ براى آن است كه پند گيريم و از تاريكيهاى غفلت بيرون آييم و گوشهاى شنوا از آن با خبر شوند .
حقيقت با تمام حلال و عظمت خود در روز قيامت آشكار مىشود ، و نيز در آن هنگام كه در دنيا به ياد آن بيفتيم و در هول و هراس آن بينديشيم .
سختترين ايستگاهها و هولناكترين آنها هنگام گرفتن نامه و كتاب سرنوشت ساز عمل است كه هر كس كتاب را به دست راستش دهند خوشبخت است و بهشت نصيب او خواهد شد ، و آن كه نامه را به دست چپش دهند ، از شدت ناراحتى و حسرت مىگويد : واى بر من ، كاش كتابم را به دستم نداده بودند ، و كاش كار تمام شده بود .