هيچ وقت بريده نمىشود ، و خلق و خوى عظيم دارد ، و نشانههاى حكمت او بر هر افق تجلّى مىكند ، رهبريهاى جاهلى را چنان مىبينيم كه از هر دجّال سوگند خوار پست تشكيل مىشود . كه مردمان را ريشخند مىكند و ميان آنان جدايى مىاندازد ، و از رسيدن خير به مردم ممانعت به عمل مىآورد و متجاوز و متعدى و گناهكار است . . . دريچههاى قلب خود را براى آن كه هيچ پرتوى از نور حق به آن نرسد بسته است ، و چون آيات خدا بر او فرو مىخوانى ، مىگويد كه اينها افسانههاى پيشينيان است .
ناگزير مىبايستى تمايز ميان دو گروه پيوسته برقرار بماند ، پس جايز نيست كه رسالتيان به مثل اين سلطههاى فاسد نرمى نشان دهند كه براى بعضى از گذشتها براى دست يافتن به اين نرمى و مدارا آمادگى دارند .
سپس سياق به داستان اصحاب كشتزارى مىرسد كه مسكينان را از حقّشان محروم ساختند و خدا كشتهء ايشان را از ميان برد تا شايد عبرتى براى صاحبان ثروت شود و با اين ثروت گرفتار طغيان و سركشى نشوند ، و تا بدانند كه اين / 189 عذاب اشارهاى به آن است كه عذاب آخرت بزرگتر است .
در آيات 34 / 41 سياق قرآن از عمق شكاف موجود ميان متقيان و مجرمان خبر مىدهد ، و اساس انديشه پيروان باطل را برمىاندازد كه خود را با متقيان همرديف مىشمارند ، بدان جهت كه عقل اين تصور را رد مىكند ، و براى اين تصوّر خود نه از كتابى مطالعه شده حجتى دارند و نه از خداى خود عهدى ، و كفيل و شريكانى وجود ندارند ، و خدا آنان را از روز قيامت بيم مىدهد كه عمل يا پشيمانى در آن سودى ندارد ، و بيان مىكند كه اموال ايشان لعنتى برايشان خواهد بود ، بدان جهت كه خدا به وسيلهء آن اموال و با كيد متين خود به آنان مهلت مىدهد .
بعضى از ايشان از پاداشى كه در ازاى رسالت مىدهد بيمناك است . هرگز چنين نيست . . . بلكه رسالت در دنياى ايشان به حالشان سودمند است . . . و سياق اين سخن را با گفتن اين مطلب به پايان مىرساند كه : آنان از غيب آگاهى ندارند ، پس چگونه به افكارشان متشبّث مىشوند ؟ و به هر رسول و هر فرد مكتبى كه از او
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 198
مساهمون: احمد آرام
ص١٩٨