و مصطفاى را ( ص ) اين گفتند :
أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ
لولاك ما خلقت الافلاك
عادت ميان مردم چنان رفته كه چون بزرگى در جايى رود و متواضع وار در صفّ النعال بنشيند ، او را گويند اين نه جاى تو است خيز ببالاتر نشين . چون سيد خافقين قصد صف النعال كرد كه :
إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ
او را گفتند يا سيّد اين نه جاى تو است ، بساط بشريّت نه بارگاه قدم چون تويى بود ، و اليه الاشارة بقوله :
ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ
سيّد گفت آرى ما آمدهايم تا صفّ نعال را بصدر دولت رسانيم تا چنان كه از روى شريعت خاك به آب در رسانيديم از روى حقيقت سوختگان امّت را واپس ماندگان آخر الزّمان در موقف حشر و نشر ايشان را بصدر دولت رسانيم . و اليه الاشارة
بقوله ( ص ) نحن الآخرون السابقون .
2 - النوبة الاولى
( 28 / 43 - 22 )
قوله تعالى :
وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ
چون روى داد موسى به سوى راه مدين
قالَ
[ با خود ] گفت :
عَسى رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَواءَ السَّبِيلِ
( 23 ) مگر كه خداوند من راه من باز نمايد [ و مرا چاره دهد و كار سازد و حيلت نمايد ] بميان راه راست .
وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ
چون به آب مدين رسيد
وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ