قوله : «
إِذْ نادى رَبَّهُ نِداءً خَفِيًّا »
. نشان اجابت دعا ثباتست بر دعا ، چون بر دعا ثبات كردى اگر از اجابت كه نصيب تست محروم مانى ، بعبادت كه حق اللَّه تعالى است مشرّف گردى ، و اين قدم وراى آن قدم است ، و اين مقام مه از آن مقام .
پيغامبر ( ص ) گفت :
« الدعاء هو العبادة » .
و بدان كه در دعا اضطرار بايد ، كه حق تعالى ميگويد :
« أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ »
. استغاثت بايد كه ميگويد :
« إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ »
. تضرّع بايد كه مىگويد :
« ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً »
. رغبت و رهبت بايد كه مىگويد :
« وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً »
. پيوسته بايد نه گسسته كه ميگويد :
« يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ »
. اخلاص بايد كه ميگويد :
« فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ »
. و در خبر است :
« ان اللَّه لا يستجيب دعاء من قلب لاه » .
لقمهء حلال بايد كه گفت :
« و ملبسه حرام و مطعمه حرام فانّى يستجاب له » .
بنده چون شرايط دعا بجاى آرد ، مرغ قفصى است كه رب العالمين آواز وى دوست دارد . عادت خلق چنانست كه مرغى بگيرند و او را قفسى سازند و آب و علف معدّ دارند ، تا آن مرغ بوقت سحر ببانگ آيد ، همچنين رب العزة عابدان و عارفان را در وجود آورد و دنيا قفص ايشان ساخت و منافع و مصالح ايشان در دنيا مهيّا كرد و كارهاشان راست كرد ، آن گه در محكم تنزيل گفت :
« وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ »
. بنده بعجز خود در وقت سحر مىزارد ، و ميخروشد و حق بلطف خود ميشنود و مىنيوشد .
قوله : «
قالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً »
. از روى اشارت بر ذوق جوانمردان طريقت ، اين كلمات دعوى پختگى است كه از نهاد زكريا بيامد ، جلال عزت احديت آن نقد دعوى وى بر محك بلازد ، تا سرّ معنى در آن دعوى پديد آيد ، آن بلاها كه از قوم خود ديد سبب اين بود . زكريا چون بلا روى بوى نهاد پناه وا درخت داد ، چنان كه در قصه است ، غيرت درگاه عزّت در رسيد ، ريشه طيلسان وى بيرون بماند ، نشانى شد تا قوم وى بدانستند كه درخت پناهگاه وى شد . بسرش ندا آمد يا زكريا اكنون كه پشت وا درخت دادى و پناه با وى بردى ، نگر كه چه بلا بر تو گماريم ، اره بر نهادند و او را با درخت به دو نيم كردند . تا عالميان بدانند كه هر آن كس