تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
خود را در سرّ ، بآوازى نه بلند . بجاى آورد كه در دعا اخفاء سنت است : فرموده و پسنديدهء اللَّه تعالى است كه مىگويد :
« ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً »
و پيغامبر ( ص ) گفته : « خير الدعا الخفى و خير الرزق ما يكفى » و خبر درستست كه قومى دعا كردند بآواز بلند و پيغامبر ( ص ) گفت : « انكم لا تدعون اصمّ و لا غايبا ، انكم تدعون سميعا قريبا . و گفته‌اند - زكريا از بهر آن در سرّ دعا كرد از قوم خود پنهان داشته كه از ايشان شرم داشت كه گويند به پيرانه سر فرزند ميخواهد از زنى نازاينده . و گفته‌اند : - زكريا دانست كه آواز بلند و آواز نرم بنزديك حق سبحانه و تعالى يكسانست ، اما آواز نرم بخضوع و خشوع نزديكترست و از ريا دور تر ، از آن نرم گفت ، آن گاه تفسير دعا كرد و باز نمود كه دعاء چه كرد و چه خواست : «
قالَ رَبِّ »
و اين آن گاه بود كه در محراب پيش مريم در زمستان ميوه تابستانى ديد نه بوقت خويش ، گفت آن خداوند كه قادرست كه در زمستان ميوه تابستانى دهد نه بوقت خويش ، قادرست كه پيرانه سر فرزند دهد ، آن روز رغبت فرزند خواستن بوى پديد آمد ، بمحراب باز شد و نماز كرد و در اللَّه تعالى زاريد ، و در سرّ اين دعا كرد : «
رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي »
اى - ضعف بدنى لكبر سنّى ، بار خدايا ، تن من از پيرى ضعيف گشت و استخوان من سست شد ! خص العظم بالذكر لانه اقوى ما فى الانسان و اذا وهن لا يرجى عود القوّة اليه . و گفته‌اند استخوان كنايتست از دندان . شكا ذهاب اضراسه . گفته‌اند : زكريا آن وقت هفتاد و پنج ساله بود . يقال - وهن يهن و وهن يوهن وهنا و وهنا - اذا ضعف . و قيل : - وهن بمعنى وهى . «
وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً »
رأس اينجا كنايتست از موى سر و محاسن . چنان كه در قصه موسى ( ع ) و برادر گفت :
« أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ »
يعنى - اخذ بشعر رأسه و لحيته ، و الاشتعال انتشار شعاع النار ، اى - اشتعل فيه الشيب اشتعال شعاع النار . اين بر سبيل استعارت گفت . چنان كه شعلهاى آتش در وقت التهاب متفرّق شود و پيدا گردد ، هم چنان سپيدى پيرى در موى سر و محاسن من پيدا گشت و منتشر شد « شيبا » نصب على التمييز . و قال عطاء : اول من شاب رأسه ابراهيم ( ع ) فقال : يا رب ما هذا ؟ قال هذا الوقار ، قال رب زدنى وقارا . «
وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا »
اى - كنت مستجاب الدعوة قبل اليوم سعيدا به