تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
«
آوى إِلَيْهِ أَخاهُ »
برادر خويش را بنيامين با خود آورد و خود او را خالى كرد ، «
قالَ إِنِّي أَنَا أَخُوكَ »
گفت من يوسفم هم مادر تو ، «
فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ( 69 ) »
نگر تيمار ندارى و باك از آنچ ايشان كردند با من و از آنچ كنند پس ازين . «
فَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ »
چون ايشان را گسيل كرد ساخته ، «
جَعَلَ السِّقايَةَ فِي رَحْلِ أَخِيهِ »
يوسف فرمود تا آن صواع در جوال بنيامين پنهان كردند ، «
ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ »
آن گه آواز دهنده‌اى بر در شهر آواز داد [ چون كاروان در رفت ايستاد ] ، «
أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ ( 70 ) »
اى كاروانيان بداريد كه در ميان شما دزدست . «
قالُوا وَ أَقْبَلُوا عَلَيْهِمْ »
كاروانيان جواب دادند و روى فرا منادى كردند ، «
ما ذا تَفْقِدُونَ ( 71 ) »
گفتند آن چيست كه باز نمىيابيد ؟ «
قالُوا نَفْقِدُ صُواعَ الْمَلِكِ »
گفتند كه صواع ملك باز نمىيابيم ، «
وَ لِمَنْ جاءَ بِهِ »
و هر كس را كه آن صواع باز آرد ، «
حِمْلُ بَعِيرٍ »
او راست شتروارى گندم ، «
وَ أَنَا بِهِ زَعِيمٌ ( 72 ) »
و من او را ميانجىام . «
قالُوا تَاللَّهِ »
گفتند بخداى ، «
لَقَدْ عَلِمْتُمْ ما جِئْنا لِنُفْسِدَ فِي الْأَرْضِ »
كه شما دانسته‌ايد كه ما نيامديم كه راه مصر ناايمن كنيم ، «
وَ ما كُنَّا سارِقِينَ ( 73 ) »
و ما دزدان نه‌ايم . «
قالُوا فَما جَزاؤُهُ »
[ مناديان ] گفتند پاداش اين دزد اكنون چيست ؟ «
إِنْ كُنْتُمْ كاذِبِينَ ( 74 ) »
اگر شما دروغ مىگوييد . «
قالُوا جَزاؤُهُ مَنْ وُجِدَ فِي رَحْلِهِ »
گفتند پاداش اين دزد آنست كه صواع در جوال او باز يابند «
فَهُوَ جَزاؤُهُ »
كه اين دزد بعقوبت دزدى بندهء ملك است پس ازين ، «
كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ ( 75 ) »
چنين پاداش كنيم ما دزدان را . «
فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ »
پيشى كرد بجوالهاى ديگر برادران جستن ، «
قَبْلَ