چون هم ديدار گشتند دو سپاه ،
نَكَصَ عَلى عَقِبَيْهِ
[ ابليس ] به پس باز گشت ،
وَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ
و گفت من از شما [ و زينهار شما ] بيزارم ،
إِنِّي أَرى ما لا تَرَوْنَ
من آن مىبينم كه شما نمىبينيد ،
إِنِّي أَخافُ اللَّهَ
من از خداى ميترسم ،
وَ اللَّهُ شَدِيدُ الْعِقابِ
( 48 ) و خداى سخت عقوبت است .
إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ
منافقان در مدينه ميگفتند ،
وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ
و ايشان كه در دلهاى ايشان بيمارى [ شك ] بود ،
غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ
محمد را و ياران وى را دين ايشان ايشان را بفريفت ،
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ
و هر كه پشت به خدا باز كند ،
فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ( 49 )
خداى تواناييست دانا .
النوبة الثانية
قوله تعالى : -
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ
اين معطوف است به اول سورة ،
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ
.
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ
اى - ما اصبتم و اخذتم من الكفار قهرا و قسرا من شىء قليل و كثير . هر مال كه غازيان و جنگيان از دست كافران بيرون كنند بجنگ و قهر ، آن را غنيمت گويند ، و هر مال كه كافران از سر آن برخيزند و بجاى بگذارند از بيم مسلمانان ، و مسلمانان فراسر آن رسند بىجنگ و بىحرب ، يا ايشان به صلح خود در پذيرند چون خراج و جزيت آن را - مال - ميگويند ، و از اين هر دو صنف خمس بيرون بايد كرد ، و آن خمس بر پنج سهم بخشيدن ، چنان كه خداى گفت جل جلاله :
فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ
، نام خداى در مفتتح كلام نه از بهر آنست كه او را سهمى است ، بل كه تعظيم راست ، و تيمن و تبرك را ، و حقيقت آنست كه للَّه الدنيا و الآخرة ملكا و ملكا . پس معنى آنست كه : فان للرسول خمسه ، يك سهم رسول خدايراست ، و آن بيت المال است ، امروز با مصالح مسلمانان گردانند ، چون سد ثغور و ارزاق قضات و مؤذنان و امثال آن ، و در خبر است كه مصطفى ص آن گاه كه از خيبر بازگشته بود فرمود : تا مال غنيمت با هم آوردند قسمت را ، و گفت :
ردوا الخيط و المخيط فان الغلول نار و عار ،
آن گه تايى موى بدست گرفت ، گفت :
انه لا يحل لى من هذا المغنم مثل هذا الا الخمس ، و الخمس مردود فيكم ،