و تباطأتم و ملتم الى الاقامة بالمدينه . اين چنان است كه كسى گران خيز را گويند زمين وى را بگرفت . و قيل - معناه اطمأننتم الى الدنيا و ركنتم الى شهواتها . أ رضيتم بنعيم الحياة الدنيا من نعيم الآخرة
فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ
اى - ما يتمتع به فى الدنيا قليل عند ما يتمتع به اولياء اللَّه عز و جل فى الجنة . آن گه ايشان را در آن تخلف كه كردند بيم داد و تهديد كرد گفت .
إِلَّا تَنْفِرُوا
نفير نامى است سپاه را ، ميگويد :
اگر شما با اين سپاه اسلام بيرون نشويد بجنگ روم خداى شما را عذاب كند يعنى بامساك المطر و الجدوبة و القحط و ظفر الاعداء .
وَ يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ
بنصرة دين اللَّه و نبيه غير متثاقلين عن النفير الى اعدائه مطيعين للَّه و رسوله قيل هم اهل اليمن و قيل - هم : ابناء فارس .
لا تَضُرُّوهُ شَيْئاً
. اينها ، گفتهاند كه با خداى شود و گفتهاند كه با رسول شود .
وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ
من التبديل و التغيير
قَدِيرٌ
. ابن عباس گفت : اين آيه منسوخ است به آنچه گفت :
وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً
، و جماعتى مفسران بر آنند كه منسوخ نيست و هر دو بجاى خويش محكماند .
النوبة الثالثة
قوله تعالى :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ
الآيه . درين آيت هم تخصيص است و هم تشريف است و هم تهديد و وعيد . اول آيت تشريف مؤمنان است . ايشان را بنداء كرامت ميخواند و به خطاب كريم مىنوازد ، نواخت خود بر ايشان مىنهد عطاء خود بر ايشان مىريزد و بايمان ايشان خود گواهى مىدهد . اينست كرامت و نعمت . اينست لطافت و رحمت . كارى در ازل ساخته . بنده را بىبنده عقد دوستى بسته و نداء كرامت و نعمت بجان وى رسانيده .
پير طريقت گفت نداء حق بر سه قسم است يكى را به نداء وعيد خواند از روى عظمت بخوف افتاد . يكى را بنداء وعد خواند بنعمت رحمت بر جا افتاد . يكى را بنداء لطف خواند به حكم انبساط به مهر افتاد . بنده بايد كه ميان اين سه حال گردان بود : اول