گذشته پيش ازين امت حرام بود . خوردن آن ميخواستند تا بدانند كه بر ايشان هم حرام است يا نه . قومى گفتند : اين سؤال طلب است ، و - عن - زيادت است و دليل بر اين قرائت ابن مسعود است : يسئلونك الانفال بحذف عن . معنى آنست كه مؤمنان انفال از تو طلب مىكنند و ميخواهند ، و الانفال الغنائم ، واحدها - نفل . قال لبيد :
ان يقوى ربّنا خير نفل * و باذن اللَّه رأسى « 1 » و عجل
يقال نفلنى كذا اى اعطانى ، و النّوفل الرجل الكثير العطاء ، و قيل - النفل الزيادة و منه النافلة لولد الولد و كذلك النافلة من الصلاة .
قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ
تعظيم را نام اللَّه در آورد و ابتدا بذكر خويش كرد جل جلاله . معنى آنست كه حكم غنيمت با مصطفى افكنديم ، آن وى است ، چنان كه او خواهد در آن حكم كند . ابن جرير گفت : - انفال ديگر است و غنائم ديگر . غنائم آنست كه بعد از جنگ مسلمانان را نصرت و ظفر بود و بمال كافران در رسند و جمع كنند ، حكم اين غنائم آنست كه اللَّه گفت :
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ . . .
الآية و انفال زيادتست ، كه بعد از قسمت امام چيزى به كسى دهد زيادت از قسمت براى خويش . مجاهد و عكرمه گفتند : غنائم روز بدر على الخصوص مصطفى را بود ، به حكم اين آيت و آن كس را ميداد كه خود ميخواست ، پس رب العزّة آن حكم به خمس منسوخ كرد و بقول ايشان اين آيت منسوخ است و ناسخ آنست كه :
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ . . .
الآية .
ابن زيد گفت : آيت محكم است و ثابت ، و معنى آنست :
قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ
و هى لا شك للَّه مع الدنيا بما فيها و الآخرة ، و الرسول يضعها فى مواضعها الّتى امر اللَّه بوضعها فيها .
ميگويد : انفال و غنائم همه خداى را است و دنيا و آخرت و هر چه در آن همه خداى را است ، كس را با وى در آن انبازى نه و رسول راست ، يعنى كه رسول به حكم فرمان خدا آنجا نهد و بآنكس دهد كه اللَّه فرمايد . اين حكم چنين كرد و پس از آن بچهل روز حكم غنائم فرو فرستاد ، گفت : فان للَّه خمسه و لكم اربعة اخماسه .
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ
اى الحالة الّتى بينكم ، ليكون سببا لالفتكم و اجتماع كلمتكم .
وَ أَطِيعُوا اللَّهَ
فى فرائضه
وَ رَسُولَهُ
فى سنّته .
هامش
( 1 ) نسخه ج : ريثى