و ميان مصطفى ( ص ) كه شب معراج چون به حضرت اعلى رسيد ، و آن راز و ناز ديد ، و از جناب جبروت سلام و تحيت در پيوست كه : « السلام عليك ايها النبى و رحمة اللَّه و بركاته » ، در آن ساعت امّت خود فراموش نكرد ، و شفقت برد ، و ايشان را از آن نواخت بهره داد ، گفت : « السّلام علينا و على عباد اللَّه الصّالحين » ، و چون اين ثنا از حق بيافت كه :
آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ
، امّت را نيز در آن گرفت ، گفت :
وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ
، و در آخر عهد كه ازين سراى حكم نقل كرد ، همه سخن وى با جبرئيل حديث امّت بود ، و غمّ و همّ وى در كار امّت بود . فردا در قيامت چون سر از خاك برآرد ، همه پيغامبران در خويشتن فرو مانند كه « نفسى نفسى » و وى گويد :
« امّتى امّتى » .
5 - النوبة الاولى
( 5 / 34 - 27 )
قوله تعالى :
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ
بر ايشان خوان :
نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ
خبر دو پسر آدم ،
بِالْحَقِّ
براستى و پيغام من ،
إِذْ قَرَّبا قُرْباناً
آن گه كه قربان كردند هر دو ،
فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما
بپذيرفتند قربان از يكى از ايشان دو ،
وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ
و نپذيرفتند از آن ديگر ،
قالَ
گفت :
لَأَقْتُلَنَّكَ
لا بد ترا بكشم ،
قالَ
جواب داد :
إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
( 27 ) اللَّه كه كردار پذيرد ، از پرهيزگاران و راستان پذيرد .
لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ
ار چنانست كه دست گذارى به من ،
لِتَقْتُلَنِي
تا مرا كشى ،
ما أَنَا بِباسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ
من آن نهام كه دست گذارم به تو ،
لِأَقْتُلَكَ
تا ترا كشم ،
إِنِّي أَخافُ اللَّهَ
من مىترسم از خداى ،
رَبَّ الْعالَمِينَ
( 28 ) خداوند جهانيان .