پاى نيز غسل بايد بخلاف مسح ، كه در مسح هيچ حد ننهاد ، نه در تيمم ، كه گفت : «
فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ مِنْهُ »
، و نه در وضو ، كه گفت : «
وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ »
. اگر حكم هر دو پاى مسح بودى نه غسل ، پس تحديد در آن نبودى ، كه در مسح تحديد نيست ، چنان كه بيان كرديم . و نيز در خبر است كه مصطفى ( ص ) گفت در صفت مؤمنان :
« انهم يحشرون فى القيامة غرا محجلين من آثار الوضوء » .
فردا در قيامت امّت من ميآيند رويهاى ايشان سپيد و دست و پايشان سپيد از آثار وضوء . غرا سپيدى روى است ، محجلين سپيدى دست و پاى ، رسول خدا دست و پاى را بهم جمع كرد در ثواب ، و هر دو بهم برابر كرد در آن روشنايى و سپيدى كه از آثار وضو باشد . اين دليل است كه امروز در سراى حكم هر دو به حكم برابرند و يكسان .
اما ايشان كه «
أَرْجُلَكُمْ »
بخفض خوانند ، گويند : عطف بر رؤس است ، اما مراد به اين مسح غسل است ، كه مسح در لغت مسح بود و غسل بود . عرب گويند : فلان مسح للصلاة ، اى توضأ ، و در پارسى گويند كه : مسح كرد يعنى وضو كرد ، و اين از بهر آنست كه آن كس كه آبدست كند ناچار آب بر اعضاء خويش ريزد ، و دست بدان بمالد تا غسل حاصل شود . پس چون معلوم شد كه مسح هم غسل بود و هم مسح ، گوئيم در سر مسح است بعينه ، كه تحديد با آن نيست ، و در رجلين غسل است ، كه تحديد دلالت مىكند بر غسل .
ابو عبيده و اخفش گفتند : « و أرجلكم » خفض است بر طريق جوار نه به حكم عطف ، چنان كه جاى ديگر گفت : « فيأتيكم عذاب يوم اليم » . موضع اليم رفع است كه صفت عذابست ، و خفض آن بر طريق جوار است ، همچنين موضع « ارجلكم » نصب است كه عطف بر وجوه است ، و خفض آن بر طريق جوار است ، و اين چنين در قرآن و در لغت بسيار است ، و در اعراب رواست .
اما واوها كه درين آيت است ، علما در آن مختلفاند كه واو ترتيباند يا واو