«
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ وَ إِنْ كُنَّا لَمُبْتَلِينَ . ثُمَّ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِينَ »
. قومى ديگر را بصيحهء جبرئيل هلاك كرد ، و ديگران را بجاى ايشان نشاند ، چنان كه گفت
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالْحَقِّ فَجَعَلْناهُمْ غُثاءً فَبُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ . ثُمَّ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قُرُوناً آخَرِينَ
.
رب العالمين كفار مكه را ميگويد كه : آن بطش و بأس و قوت و ملكت و نعمت كه آن جهانداران را داديم شما را نداديم ، و آن تمكين كه ايشان را كرديم شما را نكرديم ، با اين همه چون پيغامبران را دروغ زن داشتند ، و سر كشيدند ، و نافرمانى كردند ، ايشان را به آن گناه كه كردند فرا گرفتيم ، و كشتيم ، و ديگران را بجاى ايشان نشانديم ، يعنى كه از شما نيز هر كس كه راه ايشان گيرد ، روز ايشان بيند . اين آيت حجت است بر منكران بعث ، از آن روى كه رب العالمين چون قادر است كه قومى را هلاك كرد ، و گروهى ديگر را آفريد ، و بجاى ايشان نشاند ، قادر است كه اين عالم را نيست گرداند و ديگر عالمى آفريند ، و قادر است كه هلاك كند ، و باز ديگر باره باز آفريند .
وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَ كِتاباً فِي قِرْطاسٍ
- مقاتل و كلبى گفتند : اين آيت در شأن النضر بن الحارث و عبد اللَّه بن ابى اميه و نوفل بن خويلد آمد ، كه گفتند : يا محمد لن نؤمن لك حتى تأتينا بكتاب من السماء نعاينه ، و معه اربعة من الملائكة يشهدون عليه انه من عند اللَّه ، و انك رسوله . گفتند : ما ايمان نياريم اى محمد تا آن گه كه كتابى آرى از آسمان كه آن را معاينه بينيم ، و با وى چهار فريشته كه گواهى دهند كه آن كتاب از نزديك خداست ، و تو رسول خدايى . رب العالمين گفت :
وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَ كِتاباً فِي قِرْطاسٍ
اى فى صحيفة مكتوبا من عندى ، فنزل من السماء عيانا و مسوّه بايديهم ،
لَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ
.
خبر داد رب العزة كه اگر هم چنان كه خواستهاند فرو فرستيم ، ايشان گويند :
اين سحرى آشكار است و هم نپذيرند ، هم چنان كه انشقاق قمر در خواستند ، آن گه گفتند :