يقال رضى يرضي رضى و مرضاة و رضوانا و رضوانا - موسى گفت : خدايا ! « دلّنى على عمل اذا عملته ، رضيت عنى » : مرا كارى درآموز و بعملى راهنماى كه چون آن بجاى آرم تو از من راضى شوى . رب العالمين گفت : يا موسى طاقت ندارى و آنچه ميخواهى بر نتاوى ! - موسى بسجود در افتاد و تضرع كرد ، آن گه رب العالمين گفت :
يا بن عمران رضايى فى رضاك بقضايى : رضاء من در آنست كه به حكم من راضى شوى . مصطفى ص اين دعا بسيار كردى :
« اللّهمّ ، انّى اسألك الرضاء بعد القضاء و برد العيش بعد الموت ، و اسألك لذة النظر الى وجهك »
- شيخ ابو عثمان حيرى را پرسيدند : چه معنى را رضا بعد القضاء خواست ؟ گفت : رضا پيش از قضاء عزم باشد بر رضا نه عين رضاء ، و بعد از قضاء حقيقت رضا آن بود .
وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ
اى بصير باعمال العباد ، فيجازيهم عليها و قيل بصير بالعباد اى عليهم بما يصيرون اليه من العدى و التولى .
النوبة الثالثة
قوله تعالى :
زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ .
آن مهتر عالم و سيد ولد آدم مصطفى ص خبر داد از كردگار قديم جل جلاله و عزّ كبرياء گفت : آن گه كه بهشت بيافريد رب العالمين بجبريل گفت
« يا جبريل اذهب فانظر اليها »
رو درين بهشت نظاره كن و آنچه من ساختهام و آفريدهام بندگان و دوستان خود را يكى ببين ، جبرئيل رفت و آن بهشتهاى آراسته با ناز و نعيم بىنهايت ديد ، و آن طربگاه در آن منزلگاه در جوار حضرت اللَّه ساخته و پرداخته عزيزان راه را و دوستان اللَّه را . جبرئيل چون آن ديد گفت : « بار خدايا !
« و عزّتك لا يسمع بها احد الّا دخلها »
بعزّت و خداوندى تو كه هيچكس صفت اين بهشتها نشنود كه نه به آن قصد دارد و طاعتدار بود تا در آن شود . پس رب العالمين هر چه دشوارى و رنج بود ازين نابايستها و بىمراديها گرد