و يك سال او را از وطن خويش بيرون كنند ، اگر آزاد باشد و اگر بنده ، و اگر مرد باشد يا زن ، الى مسافة تقصر فيها الصّلاة . و بمذهب ابو حنيفة ( رض ) تغريب نيست ؛ و چون حدّى از حدود شرع واجب شود بر كسى ، البتّه روا نباشد كه در آن شفاعت كنند ، كه مصطفى ( ص ) گفت :
من حالت شفاعته دون حدّ من حدود اللَّه فقد ضادّ اللَّه .
امّا پيش از آنكه بيّنت درست شود ، و ظاهر گردد ، مستحبّ است ستر كردن و از سر آن فراگذاشتن ،
لقوله ( ص ) : « تعافوا الحدود فيما بينكم ، فما بلغتم من حدّ فقد وجب »
، و
قال : « ادرؤوا الحدود عن المسلمين ما استطعتم ، فان كان مخرج فخلّوا سبيله » .
قوله تعالى :
إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ
الآية - يعنى انّما التّوبة الّتى اوجب اللَّه على نفسه بفضله قبولها ،
لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ
- ميگويد : آن توبه كه اللَّه تعالى بفضل خويش پذيرفتن آن بر خود واجب كرده است ، توبت ايشانست كه بنادانى فرا سر گناه شوند ، پس عن قريب توبه كنند . اين
مِنْ قَرِيبٍ
آنست كه جايى ديگر گفت :
وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا
يعنى كه از گناه زود باز گردند و بر آن مصرّ نباشند .
گفتهاند :
بِجَهالَةٍ
درين آيت كلمهء مذمّت است نه كلمهء معذرت . از هيچكس بدى نيايد مگر كه آن بدى او از نادانى بود ، كه معصيتها همه نادانى است ، هر كه به خدا عاصى شود آن معصيت وى جهل است اگر چه مرد مميّز و عاقل بود ؛ و اين جهل بحقيقت به دو چيز باز ميگردد : يكى آنكه قدر اللَّه كه بوى عاصى مىشود نميداند .
ديگر آنكه قدر عقوبت بر آن فعل معصيت نميداند . زجاج گفت : اين جهالت اختيار لذت فانى است بر لذت باقى .
ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ
- يعنى قبل الموت و لو بفواق ناقة ، و يقال : قبل معاينة ملك الموت . و
روى أنّه اجتمع اربعة من اصحاب رسول اللَّه ( ص ) ، فقال احدهم : سمعت