وارثان بهم آيند و قسمت مواريث كنند ، قومى از خويشان و يتيمان و درويشان كه حاضر آيند در آن قسمت ، و ايشان را از ميراث نصيب نه ، ايشان را چيزى دهيد از آن ، يعنى « رضخ » « 1 » ، اگر آن مال زر و سيم باشد و امثال آن ، كه از آن چيزى بر توان گرفت . پس اگر نه ، كه مال ضعيف باشد و برده ، كه رضخ از آن دشخوار بود ايشان را قول معروف بايد گفت . يعنى بسخن خوش و مردمى ايشان را باز گردانيد ، و وعدهء نيكو دهيد . و اين قول موافق اين آيت است كه جايى ديگر گفت :
وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ
.
قومى گفتند از مفسّران كه : آيت منسوخ است ، و گفتند : اين در وصيّت بود پيش از نزول آيت مواريث ، و
فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ
امر حتم و ايجابست و
أُولُوا الْقُرْبى
جملهء خويشاونداناند و معنى قسمت وصيّت است . و رضخ بيك قول هم خويشاوندان راست و هم درويشان و هم يتيمان را ؛ و بديگر قول رضخ خويشان را است على الخصوص ؛ و قول معروف يتيمان و درويشان را . حكم اين آيت برين موجب پيش از نزول آيت مواريث بود ، پس چون آيت مواريث فرو آمد ، اين آيت منسوخ شد ؛ و كار وصيّت از آن پس بگشت .
وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا
الآية . . . - گفتهاند : اين در شأن كسى است كه ببالين بيمار رسد و آن بيمار وصيت مىكند ؛ يا وى آن بيمار را به وصيت ميفرمايد ، ميگويد : كسى كه فرزند دارد ضعيف ، از كوچكى يا از معتوهى يا از زمانت يا عاهتى در تن ، و مىترسد كه پس مرگ وى ضايع ماند ، و دوست ميدارد كه آن فرزند را از وى نوايى ماند پس مرگ وى ، و ميترسد از آن فرزند كه ضايع ماند و بىنوا ، وى را گوى كه : چون ببالين كسى رسى كه از وى موارثان ضعيف ماند و مال اندك ، در وصيت كه مىكند ، وى را از افراط با اقتصاد آر ، و اگر وى را به وصيت فرمايى ، باقتصاد فرماى ؛
هامش
( 1 ) - رضح بالفتح ، عطاى اندك دادن كسى را ( منتهى الارب ) .