تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
رساند . نعيم بن مسعود با ابو سفيان اين قرار بداد ، و بتعجيل رفت تا در مدينه شد . قوم را ديد كه جنگ را تجهيز ميكردند ، و ميعاد ابو سفيان را كار ميساختند . نعيم گفت بدرايى كه راى شما است ! پارسال ديديد كه بديار و وطن و قرارگاه شما در آمدند و كردند آنچه كردند ، اكنون شما بتن خويش ظلم ميكنيد كه بر ايشان مىشويد ، و خود را در مهلكه مىافكنيد . من بو سفيان را ديدم با جمعى انبوه و لشكرى فراوان بيرون آمده ، و ساز جنگ و قتل كرده . اصحاب رسول ( ص ) كه اين خبر شنيدند بسهميدند ، و چون امتناعى بنمودند رسول خدا ( ص ) گفت : و الّذى نفسى بيده لأخرجنّ و لو وحدى . پس هر چه بد دل و منافق بودند بماندند ، و هر چه مسلمانان و دلاور بودند با ساز قتال و صحبت رسول ( ص ) بيرون شدند ، و گفتند :
حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ
. و به راه هر كه بر ايشان رسيد از مشركان ، ميگفت : « انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم » و مؤمنان مىگفتند : « حسبنا اللَّه و نعم الوكيل » تا ببدر الصغرى رسيدند ، بو سفيان همان كه رعب در دل اوفتاد به مكه بازرفت . و اهل مكه « جيش السّويق » بر ايشان نهادند ، يعنى كه : « انّما خرجتم تشربون السّويق » . پس رسول خدا و ياران يك دو روز آنجا بيستادند و تجارت كردند ، پس به مدينه باز رفتند با سلامت و غنيمت . و جبرئيل امين از درگاه عزت در آن حال فرو آمد و آيت آورد كه :
الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ ما أَصابَهُمُ الْقَرْحُ
- اى الجراحات
لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ
بطاعة الرّسول
وَ اتَّقَوْا
مخالفته «
أَجْرٌ عَظِيمٌ »
يعنى الجنّة
الَّذِينَ
يعنى المؤمنين .
قالَ لَهُمُ النَّاسُ
يعنى نعيم بن مسعود :
إِنَّ النَّاسَ
يعنى ابا سفيان و اصحابه
قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ
و لا تأتوهم .
فَزادَهُمْ
يعنى ذلك القول
إِيماناً
اى ثباتا فى دينهم و اقامة على نصرة نبيّهم .