باز گردند ، گهى در قهر و عدل اللَّه نگرند ، از هلاك متمرّدان و خسران اهل طغيان برانديشند ، و از بيم چون نمك در آب بگدازند . گه در فضل و لطف اللَّه نگرند ، نواخت پيغامبران و كرامت دوستان ياد كنند ، چون گل بر بار بشكفند . خدا را گه چنان پرستند و گه چنين . ربّ العالمين از مؤمنان اين تردّد و اختلاف حال در پرستگارى و طاعت دارى بپسنديد و ايشان را در آن بستود ، گفت :
يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً
؛ جاى ديگر گفت :
يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً
.
وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ
- ميگويد ، هيچ اندوه مداريد ، و هيچ غم مخوريد ، و خود را خوار و حقير مشمريد كه برترى و مهترى خود شما را سزد ، كه عهد من داريد ، و به ياد من نازيد ، و بضمان من تكيه داريد ، و برحمت من آسايش . و زبان حال بنده از سر ناز و دلال اين ترنّم مىكند :
جز خداوند مفرماى كه خوانند مرا * سزد اين نام كسى را كه غلام تو بود !
پير طريقت در مناجات گفت : الهى چه غم دارد او كه ترا دارد ؟ كرا شايد او كه ترا نشايد ؟ آزاد آن نفس كه به ياد تو يازان ، و آباد آن دل كه به مهر تو نازان ، و شاد آن كس كه با تو در پيمان .
از غير جدا شدن سر ميدانست * كار آن دارد كه با تو در پيمانست
25 - النوبة الاولى
( 3 / 150 - 144 )
قوله تعالى :
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ
الآية . . . و نيست محمد ( ص ) مگر فرستادهاى از مردمان ،
قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ
پيش ازو فرستادگان فراوان گذشتند ،
أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ
اگر او بمرد يا بكشتند ،
انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ