فيوم علينا و يوم لنا * فيوما نساء و يوما نسرّ
فذلك قوله عزّ و جلّ :
وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ
. ابن عباس گفت :
روز احد ، ابو سفيان بر سر كوه شد ، ساعتى بايستاد و آن گه گفت : اين ابن كبشة ؟
اين ابن ابى قحافه ؟ اين ابن الخطاب ؟ عمر جواب داد و گفت : هذا رسول اللَّه ، هذا ابو بكر ، و ها أنا ذا عمر . ابو سفيان گفت : « يوم بيوم و انّ الايّام دول و الحرب سجال « 1 » » عمر گفت : لا سواء ، قتلانا فى الجنّة و قتلا كم فى النّار .
وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا
- علم اينجا بمعنى ديدار است ، ليعلم اى ليرى .
قتيبى گفت : خداى را دو علم است : يكى پيش از كار ، و ديگرى پس از كار . داند كه چه خواهد بود پيش از بود آن خبر « 2 » ، و داند كه چه بود پس بود آن خبر « 3 » . و گفت كه : اين علم دوم معنى آن ديدار است ، و آن در قرآن جايها است . و عرب از رؤيت بعلم و از علم برؤيت كنايت كنند ، چنان كه گفت عزّ و علا :
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ
و
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا
و امثال اين فراوانست .
وَ يَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَداءَ
- ميگويد : تا از شما گواهان گيرد خويشتن را ، و شما يكديگر را ، تا گواه شويد بر آن كس كه جان بذل كرد از بهر خداى ؛ و آن كس كه جان خود بذل كرد در خلاف خداى . و گفتهاند : شهداء اينجا شهيدانند ، « سمّوا بذلك لأنّهم عاينوا ثوابهم و شهدوا فى مكانهم ، » و اين به آن گفت كه مسلمانان ميگفتند :
اگر ما را روزى بود چون روز بدر در آن روز با كافران قتال كنيم ، و از خدا شهادت خواهيم . ربّ العالمين گفت : روز احد كه كافران را دولت داديم نه از دوستى ايشان بود
وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ
اى الكافرين ، لكن از بهر آن بود كه مسلمانان شهادت ميخواستند ، و نيز خداى خواست كه مؤمنان را به آن رنجها و مصيبتها كه آن روز بايشان رسيد ، و صبر كردند ، ايشان را از گناهان پاك گرداند و صافى و هنرى
هامش
( 1 ) - يقال : الحرب بينهم سجال ، اى تارة لهم و تارة عليهم . ( المنجد )
( 2 ، 3 ) - نسخه : چيز