ميگويد : اين پيغام كه به تو فرستاديم از قصهء عيسى ( ع ) و آدم ( ع ) راست است و درست ، و گفت ترسايان در عيسى باطل ، كه معبود جز خدايى عزّ و جلّ نيست ، و عزّت جز عزّت او نيست ، و حكم جز حكم او نيست ، آن گه تعظيم را نام اللَّه اعادت كرد و گفت :
وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
خداى است كه كس با وى نتاود ، و خدايى را او بشايد ، و فرزند و انباز ندارد . حكيم است كه كارها بحكمت كند و عدل و راستى در آن نگه دارد .
فَإِنْ تَوَلَّوْا
- اگر برگردند از مباهلت و نپذيرند كلمهء حق و بيان راست ،
فَإِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِالْمُفْسِدِينَ
آن برگشتن ايشان بر خداى پوشيده نيست ، ميداند از خلق خويش كه تباه كار و بد كردار كيست ، و فردا جزاء وى دهد بسزاء وى .
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ
اين خطاب هم بترسايان نجران است . قتاده و ربيع گفتند كه : اهل كتاب اينجا جهودان مدينه و ترسايان نجران بهماند كه جايى ديگر ايشان را در ذمّ فراهم گرفت ، گفت :
اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ
. . . الآية .
قوله :
تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ
اين كلمه سواء ، كلمهء « لا إله الا اللَّه » است ، يعنى كه مردم بايد كه در آن يكسان باشند در عابدى . مفسران گفتند : اين آيت بجواب آن جهودان آمد كه گفتند : يا محمد ( ص ) تو از ما آن ميخواهى كه ما ترا بخدايى گيريم چنان كه ترسايان عيسى ( ع ) را گرفتند و بجواب آن ترسايان گفتند :
يا محمد ( ص ) از ما آن ميخواهى كه در تو آن گوئيم كه جهودان در عزير گفتند .
رب العالمين گفت : ايشان را گوى
تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ
بيائيد كه جز خداى را نپرستيم ، و جز او را عبادت نكنيم .
روى انّ النّبي ( ص ) قال : لا تطرؤنى كما اطرأت « 1 » النّصارى ابن مريم فانّما انا عبد ،
هامش
( 1 ) الاطراء مجاوزة الحد فى المدح ( مجمع البحرين )