كوفي مشدّد است و زكريا مقصور ، اى - و كفلها اللَّه زكريا ميگويد : وى را بداشتن فرا زكريا ( ع ) سپرد ، و باقى بتخفيف خوانند و زكرياء ممدود ، و معنى آنست كه زكريا مريم را بداشتن بپذيرفت - و
صحّ فى الخبر « انا و كافل اليتيم فى الجنة كهاتين و اشار باصبعيه »
و زكريا پيغامبرى بود از خداوند عزّ و جلّ باهل شام در آن زمان ، و از فرزندان سليمان بن داود ( ع ) بود . كلبى گفت : چون مريم از مادر جدا شد ، مادر او را در خرقهاى پيچيد و به مسجد بيت المقدس فرستاد ، پيش احبار و دانشمندان ايشان ، و رئيس و مهتر احبار زكريا بود . گفت : من او را برگيرم ، و من بداشت او اولىترم كه خواهر او نزديك من است بزنى . احبار گفتند : اگر او را بخويشان و قرابت باز مى - گذاشتندى ، هيچكس بوى نزديكتر از مادر وى نبود ، بوى بگذاشتندى . پس باتفاق قرعه بزدند و سهم زكريا بقرعه بيرون آمد ، بوى تسليم كردند . زكريا رفت و از بهر وى غرفهاى بساخت چنان كه بنردبان پايه بر آن غرفه ميشدند ، و او را در آن غرفه بنشاند . - اين است كه رب العالمين گفت :
كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ
. - محراب - ناميست شريفتر جاى را و گرامىتر ؛ چون غرفها ، و كوشكها .
إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ
. اين محراب كوشك داود است - و محاريب مقاصير است . و گفتهاند كه : محراب مسجد است . و مسجد و نمازگاه از بهر آن محراب گويند ، لكونه موضع محاربة النفس و الشيطان .
كُلَّما دَخَلَ
ميگويد : هر گه كه زكريا بر مريم در شدى ، در آن محراب -
وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً
. بنزديك وى روزيى يافتى . در تفسير آوردهاند كه در تابستان ميوهء زمستانى تازه يافتى ، و در زمستان ميوهء تابستانى تازه .
قالَ يا مَرْيَمُ !
گفت : اى مريم !
أَنَّى لَكِ هذا
- اين ترا از كجاست ؟ - انّى - در لغت عرب دو چيز بود : بمعنى - كيف - بود ، چنان كه گفت :
أَنَّى يُحْيِي
. و بمعنى - من أين - چنان كه