تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 787

مساهمون:

ص٧٨٧
دوستان و نزديكان . از اول برقى تافت از آسمان عزت ، رهى در آگاهى آمد » پس نسيمى دميد از باغ لطف رهى آشنايى يافت ، پس شربتى يافت از جام دوستى از خودى بى خود شد ، همه او را شد . آگاهى حال مزدور است ، آشنايى صفت مهمانست ، دوستى نشان نزديكانست ، مزدوران را مزد است ، و مهمانان را نزل ، و نزديكان را راز ، مزد مزدور در خور مزدور است ، و نزل مهمان در خور ميزبان است ، و او كه نزديك است خود غرقهء عيانست .
وَ إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ
- شگرف آمد كار آن كس كش سر و كار با اوست ! جليل است آن عتاب كه عتاب كننده اوست ! بجان خريد بايد آن شمار كه شمار كننده اوست ! قدر اين خطاب آن جوانمرد طريقت شبلى دانست كه ميگفت - بار خدايا چه باشد گر گناه عالميان جمله بر گردن شبلى نهى ؟ تا فردا در آن خلوتگاه در هر گناهى با من شمار كنى و با توام سخن دراز گردد
حرام دارم با ديگران سخن گفتن * كجا حديث تو گويم سخن دراز كنم
اشارت خلوتگاه به آن خبر است كه مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم گفت - « ما منكم من احد الا سيكلّمه ربه ، ليس بينه و بينه ترجمان و لا حجاب يحجبه » . اعرابيى آمد و از مصطفى پرسيد - كه فردا حساب من كه خواهد كرد ؟ رسول گفت - اللَّه شمار بندگان كند - اعرابى برگشت بشادى و ناز ، همى گفت - پس من رستم ، فان الكريم اذا قدر غفر .
يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ
- گفته‌اند - اين كلمت تنبيهى عظيم است كسى را كه در دل روشنايى دارد و در سر آشنايى ، چون ميداند كه فردا حساب وى خواهند كرد و از آن گفتار و كردار وى فاخواست ، كه چرا رفت و چون رفت ، امروز با خود حساب خويش برگيرد ، حركات و سكنات و گفتار و كردار خويش پاس دارد . مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم ازينجا گفت « حاسبوا انفسكم قبل ان تحاسبوا و تهيّئوا للعرض الاكبر »
آمَنَ الرَّسُولُ
الآية . . . - تعظيم و تشريف رسول را در وقت مشاهدت گفت
آمَنَ الرَّسُولُ
و نگفت . آمنت ، چنين رود خطاب سادات و ملوك كه بر وجه تعظيم بود ، همچنانك خود را گفت جل جلاله در ابتداء سورة فاتحة -
الْحَمْدُ لِلَّهِ
و نگفت - الحمد لى ،