فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى
و هر كرا امروز دل روشن است و بنور معرفت آراسته ، فردا آن روشنايى بر ظاهر افتد و رنگ رويش آفتاب وار در عرصهء كبرى بتابد ، جمال روى بلال در آن عالم چنان تابد كه جمال روى يوسف درين عالم ، چه زيان اگر ظاهر سياه مىنمايد ، دلى هست چون شمع رخشان و خورشيد تابان ، چه باشد اگر كيسه تهى بود و وطن خراب ، سرى دارد آبادان ، و اللَّه بوى نگران . پيرى را پرسيدند كه فردا درويشان بمحشر چگونه شوند ؟ گفت - پيشروان باشند . ماندگان لشكر نبينى كه چون كاروان روى فاپس كند هر چه خر لنگ بود همه در پيش افتد .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا تَدايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ
- اگر در معاملات درى ببست يكى بر گشاد ، اگر در ربوا فرو بست چه زيان كه در سلم بر گشاد . چنين است سنت خداوند عز و جل ، اگر راهى بر بندد صد ميدان در پيش نهد ، اگر از يك لقمه باز زند صد نواله در پيچيد .
گر در مستى حمايلت بشكستم * صد گوى زرين بدل خرم بفرستم
نيكبخت اوست كه كار خود با خداى گذارد ، و از حول و قوت خويش بيرون آيد تا كار وى بسازد ، چنانك بايد بنده خود را نشايد و به كار نيايد ، چنانك خداى وى را شايد و به كار آيد ، نبينى كه برداشت خصومت را و صلاح معاش بندگان را كيفيت معاملات ايشان را در آموخت ، و راه احتياط و استظهار بايشان نمود ، و دبيران را و گواهان عدل را بر اثبات حقوق بگماشت ، تا خصومت از ميان بندگان منقطع شود و برادروار با يكديگر زندگانى كنند . اين بشارتى عظيم است و اشارت بآنك فردا در قيامت رحمت كند بر بندگان و همين كرم نمايد ، و خصومت از ميان ايشان بردارد . و ذلك فيما
روى عن النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم حكاية عن اللَّه عز و جل « تواهبوا فيما بينكم فقد وهبت منكم مالى عليكم » .
النوبة الاولى
- قوله تعالى :
لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ
- خداى راست هر چه در آسمانهاست و هر چه در زمين
وَ إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ
و اگر پيدا كنيد آنچه در دلها داريد و باز نمائيد بكردار ،
أَوْ تُخْفُوهُ
يا نهان داريد در دل و پيدا نكنيد بكرد
يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ
شمار كند اللَّه با شما به آن
فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ
تا بيامرزد