اذا حلّت اظهرت ذلك و ادخلتها ، به اين قول - سرّ - نكاح است ، ميگويد - نكاح ايشان مكنيد بپوشيدگى در حال عدت ، تا بعد از عدت اظهار آن كنيد ، پس استثنا كرد گفت :
« إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلًا مَعْرُوفاً »
- اى تعريضا بالخطبة دون التصريح
وَ لا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ
- اى - لا تعزموا على عقد النكاح - يقول - لا تنكحوهن حتى تنقضى عدتهنّ - ميگويد تا در عدت باشند ، ايشان را بزنى مخواهيد ، چون عدت بسر آمد ايشان را بزنى بخواهيد و بيوه فرو مگذاريد . در خير است كه زن بيوه را چون كفو پديد آمد بشوى دهيد و در آن تقصير مكنيد و كار وى در تأخير ميفكنيد . همانست كه رب العالمين گفت
فَلا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْواجَهُنَّ
. جاى ديگر گفت
وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ
.
فصل فى الترغيب فى النكاح
ابو هريره رض قال قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلم - « اذا تزوج احدكم عجّ شيطانه يا ويله ، عصم ابن آدم منى بثلثى دينه »
رسول گفت صلّى اللَّه عليه و آله و سلم : - چون يكى از شما زن خواهد ، شيطان وى بفرياد آيد ، گويد - اى واى بر من كه پسر آدم را از وسوسهء من نگاه داشتند و به اين زن كه خواست دو سيك دين او را مسلم شد . همانست كه در خبرى ديگر گفت
« من تزوج ، فقد حصّن ثلثى دينه ، فليتّق اللَّه فى الثلث الباقى »
و چنانك سلامت و عصمت دين در نكاح بست ، روزى و بى نيازى از خلق در دنيا هم در نكاح بست ، به آن خبر كه مصطفى ع گفت :
« التمسوا الرزق بالنكاح » .
و يكى پيش رسول خدا شد و از درويشى و بى كامى بناليد ، رسول او را بر نكاح داشت ، يعنى كه اللَّه تعالى ميگويد ايشان را كه زن خواهند
إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
و قال ابو هريرة رض - لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد ، للقيت اللَّه بزوجة ،
سمعت النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بقول : « شراركم عزابكم »
ابو هريرة گفت - اگر از دنيا نماند مگر يك روز ، من زنى بخواهم ، تا عزب بخداى نرسم ، كه شنيدم از رسول خدا كه گفت - بدترين شما عزبان شمااند - معاذ رض دو زن داشت و هر دو در طاعون فرو شدند ، پس گفت مرا زن دهيد پيش