تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 628

مساهمون:

ص٦٢٨
روز و شب و گاه و بى گه آن ماه سما * يك دم زدن از برم نمىبود جدا ، پرسيد كسى نشان ما زو عمدا * گفتا چه كسست ؟ او ز كجا ما ز كجا ؟
پير بزرگ بسيار گفتى : - دل رفت و دوست رفت ، ندانم كه از پس دوست روم يا از پس دل ؟ ؟
حشاشة نفس ودّعت يوم ودّعوا * فلم ادر اىّ الظّاعنين اشيّع فردا برود هر دو گرامى بدرست * بدرود كرا كنم ندانم ز نخست ؟ !
گفتا - بسرّم ندا آمد كه از پس دوست شو ، كه عاشق را دل از بهر يافت وصال دوست بايد ، چون دوست نبود دل را چه كند .
چون وصال يار نبود گو دل و جانم مباش * چون شه و فرزين نماند خاك بر سر فيل را

النوبة الاولى

- قوله تعالى :
وَ الْوالِداتُ
- زايندگان مادران
يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ
شير دهند فرزندان خود را
حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ
دو سال تمام ،
لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ
آن كس را كه خواهد كه شير دادن فرزند تمام كند
وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ
و برين پدرست كه فرزند او را زادند
رِزْقُهُنَّ
روزى اين زنان كه فرزند زادند ،
وَ كِسْوَتُهُنَّ
و جامهء ايشان
بِالْمَعْرُوفِ
بانصاف و بر اقتصاد ،
لا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَها
بر نه نهند بفرمان بر هيچ تن مگر توان آن ،
لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها
مبادا كه ستيز كناد و بر فرزند خويش گزند آراد هيچ مادر ،
وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ
و مبادا كه ستيز كناد و گزند نماياد هيچ پدر بطفل خويش ،
وَ عَلَى الْوارِثِ مِثْلُ ذلِكَ
و بر قيم است از فرمان و حكم در كار طفل همين كه بر پدر و مادر است ،
فَإِنْ أَرادا فِصالًا
پس اگر خواهند از شير باز كردن
عَنْ تَراضٍ مِنْهُما
از هامداستانى دل هر دو ،
وَ تَشاوُرٍ
و باز گفتن