تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 625

مساهمون:

ص٦٢٥
و نا شناخته و ناآزموده آزموده ،
وَ أَطْهَرُ
و دلها پاكتر بود ، از آنك مرد از زن حرام مى انديشد به پشيمانى ، و زن بدل از شوهر حرام مىانديشد به پشيمانى ،
أَطْهَرُ
اينجا بمعنى همانست كه در سورة الاحزاب گفت :
ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ
و هر دو طهارت است از ريبت و دنس ، و آنجا كه گفت
هؤُلاءِ بَناتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ
يعنى : احلّ لكم من نكاح الرجال ازوجكموهنّ » و در قرآن وجوه طهارت فراوان است ، و بجاى خويش شرح آن گفته شود ان شاء اللَّه .
وَ اللَّهُ يَعْلَمُ
و اللَّه ميداند ، كه آن زن رجعت را خواهاست و شوى وى را خواها ،
وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
و شما كه اوليائيد و عضل مىكنيد و زن را از رجعت باز مىداريد نميدانيد . اين آيت دليل شافعى است كه گفت : نكاح بى ولىّ درست نباشد ، كه اگر بودى اين خطاب تزويج و نهى عضل با وى نرفتى ، و در آن فايدت نبودى ، كه زن بر كار خود پادشا بودى . يدل عليه ما روى عن النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم انه قال : - « لا نكاح الّا بولى مرشد و شاهدى عدل » و قال صلّى اللَّه عليه و آله و سلم : « ايّما امرأة نكحت به غير اذن وليّها فنكاحها باطل ، فان مسّها فلها المهر بما استحلّ من فرجها ، فان اشتجروا فالسلطان ولى من لا ولى له .

النوبة الثالثة

- قوله تعالى :
الطَّلاقُ مَرَّتانِ
الآية . . . . ندب الى تفريق الطلاق لئلا يتنازع الى اتمام الفراق ، تفريق طلاق از آن مندوب است كه حقيقت فراق مكروه است . هر چند كه طلاق در شرع مباح است خداى دشمن دارد كه سبب فراق است ، و بريدن اسباب الفت و وصال است . رسول خدا گفت « ابغض المباحات الىّ الطلاق » و عزت قرآن ثنا مىكند بر قومى كه پيوندها نبرند و فراق نجويند و گفت -
وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ
و در ملكوت اعلى فريشتگانى آفريده يك نيمهء ايشان برف است و يك نيمه آتش ، و بقدرت خود اين هر دو ضد در هم ساخته و بر جاى بداشته ، و تسبيح ايشان اينست كه : سبحان من يؤلف بين النار و الثلج الف يا رب بين قلوب المؤمنين من عبادك