تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
و الاستغفار طلب الغفر . آن گه ستر وى اين بود كه ساعتى با عايشه پرداختى و با وى عيش كردى . از اينجا گفته‌اند در وصف اولياء : - كه اذا تجلّى - لهم طاشوا و اذ استر عليهم ردّوا الى الحظّ فعاشوا ابو عبد اللَّه حفيف را گفتند كه عبد الرحيم اصطخرى چرا با سگ بانان بدشت مىشود و قبا مىبندد ؟ گفت - « يتخفف من ثقل ما عليه » . ميخواهد كه از بار وجود سبك‌تر گردد ، و دمى برزند ، و يقرب منه قول القائل :
اريد لانسى ذكرها فانّما * تمثّل لى ليلى بكل مكان
ميگويد - بهانهء جويم كه ترا فراموش كنم تو در ياد آيى بهانه بگريزد و من خيره فرو مانم . پير طريقت گفت : الهى چون از يافت تو سخن گويند از علم خود بگريزم ، بر زهرهء خود بترسم ، در غفلت آويزم ، همواره از سلطان عيان در پردهء غيب مىآويزم ، ته كامم بى لكن خويشتن را در غلطى افكنم تا دمى بر زنم .

النوبة الاولى

- قوله تعالى :
الطَّلاقُ مَرَّتانِ
- آن طلاق كه از آن آشتى توان گرفت دواست ،
فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ
و پس از آن دو طلاق نگاه داشتن است بچم .
أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ
يا گسيل كردنى است بنيكويى ،
وَ لا يَحِلُّ لَكُمْ
و شما را حلال نيست
أَنْ تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئاً
كه چيزى ازيشان باز ستانيد از آن كاوين كه ايشان را داده باشيد ،
إِلَّا أَنْ يَخافا
مگر كه بدانند و ترسند
أَلَّا يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ
كه ايشان را با هم بر آورد نخواهد بود ، و فرمانهاى خدا و شرطهاى صحبت بپاى نتوانند داشت ،
فَإِنْ خِفْتُمْ
اگر بدانيد و بترسيد
أَلَّا يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ
كه ايشان را با هم بر آورد نخواهد بود كه حدهاى فرمان اللَّه و اندازهء آن در معاملت و صحبت بروزگار با يكديگر نگاه دارند و بپاى دارند
فَلا جُناحَ عَلَيْهِما فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ
تنگى نيست بر ايشان درين كه زن خويشتن به چيزى از كاوين خويش از شوى باز خرد