لبيّك عبدى و انت فى كنفى * فكلّما قلت قد علمناه !
سلنى بلا حشمة و لا رهب * و لا تخف ، اننى أنا اللَّه !
دو آيت است : - يكى در اول و رد اشارتست بانفاق عابدان از مال خويش تا بمعرفت رسند . ديگر آيت به آخر ورد اشارتست . بانفاق عارفان از جان خويش به حكم جهاد تا بمعروف رسند . و ذلك قوله تعالى :
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ
بعد از ايمان حديث هجرت كرد ، و هجرت بر دو قسم است يكى ظاهر ، و ديگر باطن . اما هجرت ظاهر دو طرف دارد : يكى آنك از ديار و اوطان و اسباب خويش هجرت كند ، و بطلب علم شود ، و طرف ديگر آنست كه بطلب معلوم شود ، و هر آن روش كه ازين دو طرف بيرونست آن را خطرى و وزنى نيست .
و اليه الاشارة
بقوله صلّى اللَّه عليه و آله و سلم « الناس عالم او متعلم و سائر الناس همج »
و تا نگويى كه طالب علم و طالب معلوم هر دو بر يك رتبهاند ، كه طالب علم در روش خود است ، و طالب معلوم در كشش حق . و آن كس كه در روش خود بود در رنج و ماندگى و گرسنگى بماند . چنانك موسى در آن سفر كه طالب علم بود گفت
آتِنا غَداءَنا لَقَدْ لَقِينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً
باز وقتى ديگر كه بطلب معلوم مىشد ، چنان مؤيد بود بتأييد عصمت و كشش حق ، كه سى روز در انتظار سماع كلام حق بماند ، كه نه از ماندگى خبر داشت نه از گرسنگى استاد بو على دقاق گفت برحمة اللَّه : - نواخت طلبهء علم بجايى رسيد كه فردا چون از خاك برآيند ، مركب ايشان پرهاى فريشتگان بود ،
لقوله صلّى اللَّه عليه و آله و سلم « ان الملائكة لتضع اجنحتها لطالب العلم رضا بما يصنع »
گفتا : چون مركب طلبه علم پر فريشتگان بود مركب طلبهء معلوم خود در وهم چه آيد كه چون بود ؟
لو علمنا ان الزيارة حق * لفرشنا الخدود ارضا لترضى
رفتار بتان خوب بر خاك حرام * من ديده زمين كنم تو بر ديده خرام
اين خود بيان هجرت ظاهرست . و هجرت باطن آنست - كه از نفس بدل رود و از دل بسر رود ، و از سر بجان رود ، و از جان به حق رود . نفس منزل اسلام است ،